<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: نگرشها و باورهای نادرست پزشکی</title>
	<atom:link href="http://1pezeshk.com/archives/2006/05/post_54-2.html/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/05/post_54-2.html</link>
	<description>نگاه علیرضا و فرانک مجیدی به دنیای آی‌تی، پزشکی و سینما</description>
	<lastBuildDate>Tue, 22 May 2012 08:22:11 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1</generator>
	<item>
		<title>با: یک نر همین اطرف</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/05/post_54-2.html#comment-9854</link>
		<dc:creator>یک نر همین اطرف</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/05/post_54-2.html#comment-9854</guid>
		<description>این مطلب یکی از زیباترین مطالب سایتت بود که تا حالا خوانده بودم .
شبیه به فیلمهای مستند ساخته شده از متنهای جلال آل احمد  می ماند .
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این مطلب یکی از زیباترین مطالب سایتت بود که تا حالا خوانده بودم .<br />
شبیه به فیلمهای مستند ساخته شده از متنهای جلال آل احمد  می ماند .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: راستگو</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/05/post_54-2.html#comment-9853</link>
		<dc:creator>راستگو</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/05/post_54-2.html#comment-9853</guid>
		<description>کلا نگفتی این همه آزمایش از من گرفتی معلوم شده کاغذ خونم نرماله یا نه ؟!؟!؟!؟!
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کلا نگفتی این همه آزمایش از من گرفتی معلوم شده کاغذ خونم نرماله یا نه ؟!؟!؟!؟!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهدی</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/05/post_54-2.html#comment-9852</link>
		<dc:creator>مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/05/post_54-2.html#comment-9852</guid>
		<description>خیلی خوب می شود اگر اینگونه مطالب جایی در کتابهای درسی ( مثلاً در کتاب علوم پنجم ابتدایی) بیاید.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی خوب می شود اگر اینگونه مطالب جایی در کتابهای درسی ( مثلاً در کتاب علوم پنجم ابتدایی) بیاید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: تنگی آئورت</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/05/post_54-2.html#comment-9851</link>
		<dc:creator>تنگی آئورت</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/05/post_54-2.html#comment-9851</guid>
		<description>در ضمن با اینکه بقیه مطالبتون هم مفیده اما از تجربه های پزشکی و کاری خودتون هم بیشتر بنویسید&amp; این جوری احساس می کنیم که هم دردای ما جاهای دیگه هم پیدا میشن !
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در ضمن با اینکه بقیه مطالبتون هم مفیده اما از تجربه های پزشکی و کاری خودتون هم بیشتر بنویسید&#038; این جوری احساس می کنیم که هم دردای ما جاهای دیگه هم پیدا میشن !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: تنگی آئورت</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/05/post_54-2.html#comment-9850</link>
		<dc:creator>تنگی آئورت</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/05/post_54-2.html#comment-9850</guid>
		<description>من اوایل طرحم که بود می خواستم نسخه هامو از لابلای هاریسون و شوارتز در بیارم و به دست مردم بدم اما بعدا فهمیدم که خیلی از اون درمانهای اصولی و خط به خطی رو که دوره انترنی یاد گرفتم باید بذارم در کوزه.فرصت هیچ آموزشی  به مردم نداشتم و اصلا خانه از پای بست ویران بود.خیلی خیلی باید فرهنگ سازی بشه. حتی در شهرها هم اوضاع خیلی متفاوت نیست. من با اکثر مواردی که ذکر کرده بودی بر خورد داشتم.واقعا درد مشترکه
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من اوایل طرحم که بود می خواستم نسخه هامو از لابلای هاریسون و شوارتز در بیارم و به دست مردم بدم اما بعدا فهمیدم که خیلی از اون درمانهای اصولی و خط به خطی رو که دوره انترنی یاد گرفتم باید بذارم در کوزه.فرصت هیچ آموزشی  به مردم نداشتم و اصلا خانه از پای بست ویران بود.خیلی خیلی باید فرهنگ سازی بشه. حتی در شهرها هم اوضاع خیلی متفاوت نیست. من با اکثر مواردی که ذکر کرده بودی بر خورد داشتم.واقعا درد مشترکه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سولوژن</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/05/post_54-2.html#comment-9849</link>
		<dc:creator>سولوژن</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/05/post_54-2.html#comment-9849</guid>
		<description>کاملا قبول دارم که ما ایرانی‌ها (در مورد فرهنگ‌های دیگر نظری ندارم) تا حد زیادی خودپزشک هستیم. دوست داریم دوا و درمان‌ای تجویز کنیم،‌ اگر پزشک درمان مشخص‌ای پیش‌نهاد نکند از کارش راضی نخواهیم بود و حتی در بعضی موارد اگر درمان پیش‌نهادی‌اش با درمان ما فرق کند ناراضی هستیم (مثلا من انتظار دارم برای سرماخوردگی‌ام آنتی‌بیوتیک بدهد، اما او می‌گوید لازم نیست).

اما یک مشکل هم پزشکان -شاید نه همه‌شان- دارند. در واقع یکی دو مشکل نیست. اما یکی‌شان شاید این باشد که با مساله خیلی objective برخورد می‌کنند در حالی که فرد دارد رنج می‌کشد. می‌گوید چیزی نیست اما طرف درد اما‌ن‌اش را بریده. یا می‌گوید کاری‌اش نمی‌شود کرد در حالی که شخص پیش از پرداخت پول و وقت فکر می‌کرد جدا کاری‌اش می‌شود کرد. منشی‌ها هم -تا جایی که من دیده‌ام- موجودات مضری هستند.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاملا قبول دارم که ما ایرانی‌ها (در مورد فرهنگ‌های دیگر نظری ندارم) تا حد زیادی خودپزشک هستیم. دوست داریم دوا و درمان‌ای تجویز کنیم،‌ اگر پزشک درمان مشخص‌ای پیش‌نهاد نکند از کارش راضی نخواهیم بود و حتی در بعضی موارد اگر درمان پیش‌نهادی‌اش با درمان ما فرق کند ناراضی هستیم (مثلا من انتظار دارم برای سرماخوردگی‌ام آنتی‌بیوتیک بدهد، اما او می‌گوید لازم نیست).</p>
<p>اما یک مشکل هم پزشکان -شاید نه همه‌شان- دارند. در واقع یکی دو مشکل نیست. اما یکی‌شان شاید این باشد که با مساله خیلی objective برخورد می‌کنند در حالی که فرد دارد رنج می‌کشد. می‌گوید چیزی نیست اما طرف درد اما‌ن‌اش را بریده. یا می‌گوید کاری‌اش نمی‌شود کرد در حالی که شخص پیش از پرداخت پول و وقت فکر می‌کرد جدا کاری‌اش می‌شود کرد. منشی‌ها هم -تا جایی که من دیده‌ام- موجودات مضری هستند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آشپزباشی</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2006/05/post_54-2.html#comment-9848</link>
		<dc:creator>آشپزباشی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/archives/2006/05/post_54-2.html#comment-9848</guid>
		<description>دوتای اول را خواندم و آمدم بنویسم از این سکانس‌ها باز هم بنویسید که دیدم نوشته‌اید! از ظاهر روزنوشت در صفحه‌ی اول برنمی‌آید که دنباله داشته باشد!! اشاره‌ای نبود یا لااقل این چشم باباقوری ما ندید. بهرحال اگر روی نطرات کلیک نمی‌کردم از کفم رفته بود.
از محبت شما هم ممنون پس بکل فیلتر شده انتیشن! فکر کنم باید کامنت‌دونی خود بلاگر رو فعال کنم.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوتای اول را خواندم و آمدم بنویسم از این سکانس‌ها باز هم بنویسید که دیدم نوشته‌اید! از ظاهر روزنوشت در صفحه‌ی اول برنمی‌آید که دنباله داشته باشد!! اشاره‌ای نبود یا لااقل این چشم باباقوری ما ندید. بهرحال اگر روی نطرات کلیک نمی‌کردم از کفم رفته بود.<br />
از محبت شما هم ممنون پس بکل فیلتر شده انتیشن! فکر کنم باید کامنت‌دونی خود بلاگر رو فعال کنم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

