یادداشتهای ۱۸ فروردین
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۵اول : امروز ، چقدر
میتوانم کاراکترهای فیلمهای کیمیایی را خوب درک کنم. حق دارد این مسعود کیمیایی که
پشت سر هم از رفیقبازهای ناروخورده از پشت خنجر خورده ، فیلم میسازد.
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت …
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
… کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می نشود جسته ایم ما
… گفت آن که یافت می نشود آنم آرزوست
راستی ، مغازه مرام فروشی کجاست؟
عمدهفروشش را به من معرفی کنید.
دوم : شوخی ، شوخی ، با
سن خانمها هم شوخی؟!
ترکی غلیظ حرف میزد ، جای شکرش
باقی است که ترکی را میفهمم ، ولی نمیتوانم حرف بزنم. از روی دفترچه درمانی که
دستش بود ، ۸۳ ساله بود ، سنش را که دیدم ، ناخودآگاه فلشبکی زدم ، خواستم در ذهن
گذشته این پیرزن را تجسم کنم. ۸۳ سال پیش! اوه ، چقدر دور ، الان که زندگیش این است
و برخوردش به دور از هر گونه تمدنی ، آن موقع چطور زندگی میکرد؟ کجا میخوابید؟ چه
میخورد؟ کی ازدواج کرده؟ تا ۲۰ سالگی چند بار حامله شده؟
در این ۸۳ ساله آمدن و رفتن چه
دولتهایی را دیده؟ اصلا متوجه شده چه دولتهایی ، کی آمدهاند و رفتهاند؟
اینها همه در یک لحظه به ذهنم آمد؟
تند تند حرف میزد؟ هر طور بود ، شرح حال گرفتم. درد مفاصل داشت که با توجه به سن و
چاقیش ، چیز قابلپیشبینیای بود ، ترش میکرد که تازه شروع شده بود و علامت خطر
دیگری نمیداد. آرتریت (التهاب مفاصل) نداشت ، معاینه شکمش هم چیز خاصی نداشت ،
فشار خون و سمع قلبش هم طبیعی بود.
آمدم دارو بنویسم ، ترجیح دادم
سلکوکسیب بنویسم ، با داروهایی برای جلوگیری از ریفلاکس(برگشت اسید معده به مری) ،
به ترکی گفت ، این داروها مثل گچ هستند ، به درد من نمیخورند ، تا مصرفشان را قطع
میکنم ، درد دست و پا شروع میشود ، برایم آزمایش و عکس بنویس و نامه بنویس بروم
پیش دکتر"ع" ، یکی از پزشکان قدیمی شهر. البته اینها را اینطور نگفت و فقط شخصی با
تمرین و ممارست و دقت و دانستن زبان بیماران میتوانست اینها را بفهمد.
آمدم هر طور شده برایش توضیحاتی
بدهم ، چارهای نبود یکی را خبر کردم ، حرفهایم را به ترکی برایش ترجمه کند ، گفتم
یک صندلی تهیه کند ، وزنش را کم کند ، چهار زانو کمتر بنشیند ، غذا را نشسته روی
زمین نخورد.
اما یک اشتباه بزرگ کردم ، گفتم ۸۳
سال داری و در کسی با این سن بالا درد مفاصل چیز غیرطبیعی نیست (استئوآرتریت) ،
باید با مسکن و تغییر سبک زندگی ، شدت درد را کم کنی.
مترجم ، جملات مرا را کمی بد ترجمه
کرد ، به ترکی او گفت که یک پیرزن کهنسال است ، تا این را شنید ، عصبانی شد و به
ترکی شروع کرد ، به غرغر کردن: کی پیره ، من پیرم ، خودتون پیرین!

















نگارنده
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۵۹:۳۴ ب.ظعجب!!در سن هشتادوسه سالگی فکر میکنه پیر نیست:))
Reply
تنگی آئورت
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۵۱۰:۳۴ ب.ظاین موضوع برای من هم زیاد پیش آمده که پیرترها مخصوصا پیرزنها چندین برابر جوانترها مراقب سلامتیشان هستن و حاضر به قبول این موضوع نیستن که بیشتر مشکلاتشان از پیری است و دارویی می خواهند که درد و مرض را کلا از جانشان دور کند..!
Reply
فرنگیس 2
اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۵۱۲:۰۱ ق.ظسلام دکتر علیرضا ، من مدتهاست که وبلاگ شما رو میخوونم و از این کار لذت میبرم .
امیدوارم همیشه موفق باشی. هم در طبابت و هم در آی تی !!!! من هم به H.I.T. علاقه دارم.
از این دست ترجمه ها زیاد پیدا میشه! Dont worry!
Reply
Sara
اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۵۶:۰۴ ق.ظReply
rogaieh eslamy
اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۵۹:۴۹ ق.ظaz inke be tork ha inhame shakhsiat va ehteram gaelin vagean mamnoonam. batashakor.
Reply
maria
اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۵۱:۳۱ ق.ظweb loge jalebi darid(say kardam harfam tekrari nabashe,ama shod)
mowafaghh bashid
Reply
sharto
اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۵۴:۲۹ ب.ظاین یادداشت رو هنوز نخوندم! اومدم یه چیز دیگه بگم اول. یک سالگی یک پزشک رو تبریک بگم. میدونم دیره. اما باید میگفتم. و اینکه توی این مدت چقدر چیزهای خوب خوب یاد گرفتم. امیدوارم بقیهی راه رو هم همینطور پرانرژی، مثبت و فعال طی کنید
Reply
omid
اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۵۵:۳۸ ب.ظسلام دکتر مجیدی:
در اینکه هیچ زنی پیر نیست تردیدی وجود ندارد.اما از یک نکته هم نمی شود غفلت کرد : اغلب شناسنامه های این چنین افرادی دقت لازم را ندارد وگاه متعلق به فرزند دیگری از خانواده است که سالها قبل فوت کرده وشناسنامه اش به ارث رسیده…
در هر حال جالب بود….
Reply
زهرا
اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۵۵:۵۳ ب.ظوی یک پزشک جان من مردم از خنده به خصوص از بخش دومش:) جدا خیلی بامزه بود
Reply
پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری
اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۵۶:۲۰ ب.ظپایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری
http://ino.blogfa.com
اولین جشنواره وبلاگ های پرستاری
http://nurseblog.blogfa.com
Reply
Armin
اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۵۱:۱۱ ب.ظDoctor jaan, man ye pocket pc daram Ipaq 2495 blutooth ham dareh. khastam bebinam een keyboard cordless haee ke ba bluetooth kar mikonan mitoonan be pocket pc man vasl shan az rah e bluetooth ya na?thanx.
Reply
soorena
اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۵۱:۳۳ ب.ظsalam:) akhei man kamelan dark mikonam oon khanoomaro:))))
Reply
khanoom Doctor
اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۵۱:۵۸ ب.ظsalam aghaye Dr, webloget jalebe, kheili mofid minevisi
man modathast ke weblog shoma ro mikhoonam, shayad bi rabt bashe ama khastam ye ketab behetoon moarefy konam : “safar be entehaye shab ” az ferdinan celine
kheili jalebe makhsoosan ke khodesh pezeshk hast,.. movafagh bashy
Reply
زیتون
اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۵۳:۰۴ ب.ظچه جسارتی کردید! عجیبه که تاحالا زندهاید:)
Reply
دکتر خالق جو
اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۸۵۱:۳۳ ب.ظبا اجازه شما سایتتان را در لینک خود قرار دادم
Reply