<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: یک پست بلند بی‌خواننده : ابتذال در وبلاگ‌نویسی و وبلاگ‌خوانی</title>
	<atom:link href="http://1pezeshk.com/archives/2005/11/post_98.html/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://1pezeshk.com/archives/2005/11/post_98.html</link>
	<description>نگاه علیرضا و فرانک مجیدی به دنیای آی‌تی، پزشکی و سینما</description>
	<lastBuildDate>Tue, 22 May 2012 04:59:46 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1</generator>
	<item>
		<title>با: مسعود</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2005/11/post_98.html#comment-693</link>
		<dc:creator>مسعود</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/?p=121#comment-693</guid>
		<description>به توصیه یکی ازدوستان وارد این وبلاگ شدم .ازاین پست و نظرات مطرح شده آموختم .به ویژه با نظر mr.xدرخصوص وبلاگ نویسی جمعی موافقم واعلام آمادگی میکنم.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به توصیه یکی ازدوستان وارد این وبلاگ شدم .ازاین پست و نظرات مطرح شده آموختم .به ویژه با نظر mr.xدرخصوص وبلاگ نویسی جمعی موافقم واعلام آمادگی میکنم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نگاه</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2005/11/post_98.html#comment-692</link>
		<dc:creator>نگاه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/?p=121#comment-692</guid>
		<description>اه . نمی دونستم پیامگیرتون اوکی داره وگرنه همه کامنتم رو تو یکی جا می دادم . دیگه اینکه گستره وبلاگ ها خیلی خیلی خیلی وسیعه . خود من خیلی دوست دارم همه وب های مورد علاقه ام رو بخونم . تعداد زیادی اش رو save می کنم اما همونها رو هم به تدریج میرسم بخونم بنابراین هرکسی معمولا تعدادی وبلاگ ثابت تو لیستش داره که سعی می کنه از اونها استفاده کنه . مثلا من از یکی از همین وبلاگهای ثابتم که به شما لینک داده بود اومدم اینجا . ... در مجموع حق با شماست اما یه قسمت کوچولوی حق هم پیش ماست (: مرسی از مطلبتون . خوش باشید .
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اه . نمی دونستم پیامگیرتون اوکی داره وگرنه همه کامنتم رو تو یکی جا می دادم . دیگه اینکه گستره وبلاگ ها خیلی خیلی خیلی وسیعه . خود من خیلی دوست دارم همه وب های مورد علاقه ام رو بخونم . تعداد زیادی اش رو save می کنم اما همونها رو هم به تدریج میرسم بخونم بنابراین هرکسی معمولا تعدادی وبلاگ ثابت تو لیستش داره که سعی می کنه از اونها استفاده کنه . مثلا من از یکی از همین وبلاگهای ثابتم که به شما لینک داده بود اومدم اینجا . &#8230; در مجموع حق با شماست اما یه قسمت کوچولوی حق هم پیش ماست (: مرسی از مطلبتون . خوش باشید .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: negah</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2005/11/post_98.html#comment-691</link>
		<dc:creator>negah</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/?p=121#comment-691</guid>
		<description>سلام ...فکر کنم مجموع دیدگاه هاتون درسته (: اما خودم بیشتر فکر می کنم خیلی هم اینطور قضاوت صحیح نیست . یعنی وبلاگ خوب و مفیدی که خواننده نداره احتمالا اصول دقیق وبلاگ نویسی رو رعایت نمی کنه ... راستش نمی دونم این اصول چیه چون چیز مکتوب و قانون مدونی براش وجود نداره اما از تجربه وبگردی خودم اینطور حدس می زنم که وبلاگ نوشتن اسلوب خودش رو داره ... مثلا بذارید وبلاگ زیتون رو مثال بزنم . همیشه پستهای بلند داره اما خواننده با رغبت می خوندش . هوم ؟
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام &#8230;فکر کنم مجموع دیدگاه هاتون درسته (: اما خودم بیشتر فکر می کنم خیلی هم اینطور قضاوت صحیح نیست . یعنی وبلاگ خوب و مفیدی که خواننده نداره احتمالا اصول دقیق وبلاگ نویسی رو رعایت نمی کنه &#8230; راستش نمی دونم این اصول چیه چون چیز مکتوب و قانون مدونی براش وجود نداره اما از تجربه وبگردی خودم اینطور حدس می زنم که وبلاگ نوشتن اسلوب خودش رو داره &#8230; مثلا بذارید وبلاگ زیتون رو مثال بزنم . همیشه پستهای بلند داره اما خواننده با رغبت می خوندش . هوم ؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سعید</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2005/11/post_98.html#comment-690</link>
		<dc:creator>سعید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/?p=121#comment-690</guid>
		<description>مطلبتون دید داد بِهم.اون قسمت دیدگاه ها هم جالب بود.یه مشق عملی از تکثر و گذاشتنِ خود جای دیگران و نشانه یک دید باز بود.با اجازه به این مطلب لینک میدم.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مطلبتون دید داد بِهم.اون قسمت دیدگاه ها هم جالب بود.یه مشق عملی از تکثر و گذاشتنِ خود جای دیگران و نشانه یک دید باز بود.با اجازه به این مطلب لینک میدم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شهرزاد</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2005/11/post_98.html#comment-689</link>
		<dc:creator>شهرزاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/?p=121#comment-689</guid>
		<description>این سلام از آشناییتون خوشحالم. به نظر من مهمترین دلیل همون دیدگاه ریشه علتها است. راستی خیلی علاقمند هستم تحقیق بورخس شما رو بخون چون از طرفدارانشم خیلی زیاد. پیروز باشید.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این سلام از آشناییتون خوشحالم. به نظر من مهمترین دلیل همون دیدگاه ریشه علتها است. راستی خیلی علاقمند هستم تحقیق بورخس شما رو بخون چون از طرفدارانشم خیلی زیاد. پیروز باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: k1-35</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2005/11/post_98.html#comment-688</link>
		<dc:creator>k1-35</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/?p=121#comment-688</guid>
		<description>آدم کرمش می گیرد این پستهای بی خواننده را بخواند! اما چه لذتی دارد معاشرت با همان بیست سی نفره محدود...
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آدم کرمش می گیرد این پستهای بی خواننده را بخواند! اما چه لذتی دارد معاشرت با همان بیست سی نفره محدود&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Fred</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2005/11/post_98.html#comment-687</link>
		<dc:creator>Fred</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/?p=121#comment-687</guid>
		<description>نظز من اینه که دیدگاه اول(چه اشکالی داره) 35 درصد، دومی (که چی)30 درصد، دیدگاه &quot;ریشه یابی&quot; 20 درصد و &quot;سوزن زنی&quot; 10 درصد اعتبار داره. 5 درصد دیگه رو هم شما ننوشتی منم نمیگم تا هنوز انگیزه واسه تحقیقات طولانی و پستهای بلند و بالا داشته باشی :) راستی بهت تبریک میگم. تعداد کامنتهای این پستت نشون میده داری کم کم راه و رسم خواننده پیدا کردن و کامنت گرفتن و یاد میگیری. با آرزوی موفقیت بیش از پیش و همیشگی ...
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نظز من اینه که دیدگاه اول(چه اشکالی داره) ۳۵ درصد، دومی (که چی)۳۰ درصد، دیدگاه &#8220;ریشه یابی&#8221; ۲۰ درصد و &#8220;سوزن زنی&#8221; ۱۰ درصد اعتبار داره. ۵ درصد دیگه رو هم شما ننوشتی منم نمیگم تا هنوز انگیزه واسه تحقیقات طولانی و پستهای بلند و بالا داشته باشی <img src='http://1pezeshk.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' />  راستی بهت تبریک میگم. تعداد کامنتهای این پستت نشون میده داری کم کم راه و رسم خواننده پیدا کردن و کامنت گرفتن و یاد میگیری. با آرزوی موفقیت بیش از پیش و همیشگی &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Mr. X</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2005/11/post_98.html#comment-686</link>
		<dc:creator>Mr. X</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/?p=121#comment-686</guid>
		<description>یک نوشته‌ی بلند، یک نظر بلند!
*
سلام دوست عزیز،
لینکی در وبلاگ &quot;هزار و یک روزنه&quot; باعث شد برسم به این مطلب. موضوع جالبی را مطرح کردی و دقیقاً از زوایای مختلفی میشه درموردش صحبت‌کرد.
مواردی که گفتی + نظرات(پرویز، منیری، کوواش، امین و مازیار) همگی جالب و بعضاً دارای مشترکاتی هستند... میشه از تجزیه و تحلیل همین نظرات به علت این نگرانی(!؟) رسید.
*
نمی‌دانم که از شروع وبلاگ‌نویسی شما چقدر می‌گذرد!؟ چندماه یا بیشتر؟... اگر قدیمی هستی که قاعدتاً باید به این مسائل عادت(!)کرده‌باشی...
افرادی که دنبال نوشته‌های کم‌ارزش می‌گردند، گروهی جدا هستند، چه توقعی می‌شود داشت!؟ اینکه جذب مطالب جدی بشوند؟ کمتر چنین چیزی ممکن است.
*
چه باید کرد!؟
باید مختصر و مفید نوشت یا طولانی و کامل!؟
ج: دقیقاً بستگی به نوع مطلب دارد. مگر می‌شود درباره‌ی یک موضوع مهم پزشکی، در چند سطر موضوع را فرمالیته‌کرد!؟.... درعین‌حال می‌شود برای خواندی‌تر شدن مطالب طولانی، از روش‌هایی استفاده‌کرد.
*
موضوع خیلی مهم:
&quot;موضوع، کیفیت و کمیت نوشته‌ها&quot; همگی به سلیقه‌ی نویسنده است؛ پس از منتشر شدن مطلب، سایر قضایا همگی به سلیقه‌ی خواننده است.

امکان دارد من از یک مطلب کوتاه شما خوشم بیاید و از مطلب قبلی(که تصادفاً می‌تواند طولانی باشد) خوشم نیاید... و یا برعکس. برای خود من، تنها چیزی که باعث انتخاب یک نوشته/نویسنده می‌شود کیفیت مطلب است، خواه نوشته یک جمله باشد، خواه 1000 جمله... چیزی که مهم است رضایت‌خاطر من بعد از خواندن مطلب است... اینکه حس کنم چیزی بدردبخور یادگرفته‌ام یا با طرزتفکر جالبی آشنا شده‌ام و...
*
هرکس می‌تواند مطمئن باشد اگر مطالب مفیدی بنویسد[چه کوتاه، چه بلند] حتماً مشتری‌های پروپاقرصی خواهدداشت و &quot;به مرور زمان&quot; تعدادآنها بیشتر خواهدشد.

نظر شخصی من این است که اگر یک خواننده خوب و منتقد داشته باشم بهتر از هزار خواننده‌ی ریاکاری است که در Comment به‌به و چهچه می‌کنند و در دل به ریش نویسنده خنده!

اصلاً نگران تعداد نظردهنده‌ها نباید بود! این نظر منه. مهم اینکه نویسنده هم پس از منتشرکردن مطلبش احساس رضایت کنه... مطمئن باشید در خلاء نمی‌نویسیم! اما این هم دلیل نمی‌شود که بیکار بمانیم: حالا که سیستمی برای اطلاع‌رسانی درباره‌ی وبلاگها نیست پس وظیفه‌ی هرکدام از ماست که برای معرفی وبلاگهای موردعلاقه‌، تلاش کنیم.

بعد از اینکه یک وبلاگ به لیست موردعلاقه‌ی من اضافه شد نوبت این سوال است که &quot;دوستان او چه کسانی هستن!؟&quot; چه وبلاگها/سایت‌هایی را دوست دارد؟... از این طریق و به‌واسطه‌ی یک نفر با چندنفر(اندیشه) دیگر هم آشنا می‌شوم. اینکه تا کی طرفدارش بمونم کاملاً بستگی داره به خودش!

***

اما تمام اینها بود &quot;مقدمه&quot;!!!

یک پیشنهاد دارم که میشه راجع به اون فکر کرد و نظر من اینکه به &quot;هزاران دلیل&quot; باید به اون سمت بریم...

پیشنهاد من &quot;وبلاگ‌نویسی گروهی&quot; است.

چرا!؟
فقط به چند مورد اشاره میکنم:
1) لزوم تمرین کار گروهی برای ملتی که بشدت بیگانه‌است با آن.
2) تنوع اندیشه‌ها که باعث ایجاد خلاقیت و انگیزه میشه.
3) تنوع در مطالب در نتیجه تکراری و یکنواخت نبودن کل وبلاگ (مراجعه‌کننده به سایت، دست‌خالی برنمی‌گرده!)
4) بعضی از دوستان هستند که خوب می‌نویسند ولی دیر به دیر. حتماً این حالت را تجربه کردین: روزی یکبار بمدت 10 روز به یک وبلاگ مورد علاقه سر زدید، هنوز مطلب جدیدی ننوشته!... حس جالبی نیست.
5) وبلاگ‌نویسی معمولاً دوره (period) داره! هرکسی ممکنه در یک برهه، به دلایل مختلف (گرفتاری، افسردگی و...) نتونه بنویسه؛ کم نیستند وبلاگ‌نویسانی که برای همیشه با این پدیده خداحافظی کردند و بعضاً وبلاگهای مفیدی داشتند. کار گروهی این مشکل را کمتر میکنه.

***

:: اینکه «در وبلاگ‌نویسی گروهی، اعضای تیم باید همگون باشند[نه الزاماً همفکر] و درمورد یکسری اصول حداقلی تفاهم داشته باشند» توضیح واضحات است.

:: اصولاً من اگر برم بالای منبر دیگه پایین بیا نیستم! (اینو &quot;نرگس&quot; می‌دونه! ارثیه!!!) شاید بعداً [دراین‌رابطه] بیشتر با هم &quot;بحث&quot; کردیم و شاید این وسط چند نفری هم بجای بحث &quot;عمل&quot; کردند!
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یک نوشته‌ی بلند، یک نظر بلند!<br />
*<br />
سلام دوست عزیز،<br />
لینکی در وبلاگ &#8220;هزار و یک روزنه&#8221; باعث شد برسم به این مطلب. موضوع جالبی را مطرح کردی و دقیقاً از زوایای مختلفی میشه درموردش صحبت‌کرد.<br />
مواردی که گفتی + نظرات(پرویز، منیری، کوواش، امین و مازیار) همگی جالب و بعضاً دارای مشترکاتی هستند&#8230; میشه از تجزیه و تحلیل همین نظرات به علت این نگرانی(!؟) رسید.<br />
*<br />
نمی‌دانم که از شروع وبلاگ‌نویسی شما چقدر می‌گذرد!؟ چندماه یا بیشتر؟&#8230; اگر قدیمی هستی که قاعدتاً باید به این مسائل عادت(!)کرده‌باشی&#8230;<br />
افرادی که دنبال نوشته‌های کم‌ارزش می‌گردند، گروهی جدا هستند، چه توقعی می‌شود داشت!؟ اینکه جذب مطالب جدی بشوند؟ کمتر چنین چیزی ممکن است.<br />
*<br />
چه باید کرد!؟<br />
باید مختصر و مفید نوشت یا طولانی و کامل!؟<br />
ج: دقیقاً بستگی به نوع مطلب دارد. مگر می‌شود درباره‌ی یک موضوع مهم پزشکی، در چند سطر موضوع را فرمالیته‌کرد!؟&#8230;. درعین‌حال می‌شود برای خواندی‌تر شدن مطالب طولانی، از روش‌هایی استفاده‌کرد.<br />
*<br />
موضوع خیلی مهم:<br />
&#8220;موضوع، کیفیت و کمیت نوشته‌ها&#8221; همگی به سلیقه‌ی نویسنده است؛ پس از منتشر شدن مطلب، سایر قضایا همگی به سلیقه‌ی خواننده است.</p>
<p>امکان دارد من از یک مطلب کوتاه شما خوشم بیاید و از مطلب قبلی(که تصادفاً می‌تواند طولانی باشد) خوشم نیاید&#8230; و یا برعکس. برای خود من، تنها چیزی که باعث انتخاب یک نوشته/نویسنده می‌شود کیفیت مطلب است، خواه نوشته یک جمله باشد، خواه ۱۰۰۰ جمله&#8230; چیزی که مهم است رضایت‌خاطر من بعد از خواندن مطلب است&#8230; اینکه حس کنم چیزی بدردبخور یادگرفته‌ام یا با طرزتفکر جالبی آشنا شده‌ام و&#8230;<br />
*<br />
هرکس می‌تواند مطمئن باشد اگر مطالب مفیدی بنویسد[چه کوتاه، چه بلند] حتماً مشتری‌های پروپاقرصی خواهدداشت و &#8220;به مرور زمان&#8221; تعدادآنها بیشتر خواهدشد.</p>
<p>نظر شخصی من این است که اگر یک خواننده خوب و منتقد داشته باشم بهتر از هزار خواننده‌ی ریاکاری است که در Comment به‌به و چهچه می‌کنند و در دل به ریش نویسنده خنده!</p>
<p>اصلاً نگران تعداد نظردهنده‌ها نباید بود! این نظر منه. مهم اینکه نویسنده هم پس از منتشرکردن مطلبش احساس رضایت کنه&#8230; مطمئن باشید در خلاء نمی‌نویسیم! اما این هم دلیل نمی‌شود که بیکار بمانیم: حالا که سیستمی برای اطلاع‌رسانی درباره‌ی وبلاگها نیست پس وظیفه‌ی هرکدام از ماست که برای معرفی وبلاگهای موردعلاقه‌، تلاش کنیم.</p>
<p>بعد از اینکه یک وبلاگ به لیست موردعلاقه‌ی من اضافه شد نوبت این سوال است که &#8220;دوستان او چه کسانی هستن!؟&#8221; چه وبلاگها/سایت‌هایی را دوست دارد؟&#8230; از این طریق و به‌واسطه‌ی یک نفر با چندنفر(اندیشه) دیگر هم آشنا می‌شوم. اینکه تا کی طرفدارش بمونم کاملاً بستگی داره به خودش!</p>
<p>***</p>
<p>اما تمام اینها بود &#8220;مقدمه&#8221;!!!</p>
<p>یک پیشنهاد دارم که میشه راجع به اون فکر کرد و نظر من اینکه به &#8220;هزاران دلیل&#8221; باید به اون سمت بریم&#8230;</p>
<p>پیشنهاد من &#8220;وبلاگ‌نویسی گروهی&#8221; است.</p>
<p>چرا!؟<br />
فقط به چند مورد اشاره میکنم:<br />
۱) لزوم تمرین کار گروهی برای ملتی که بشدت بیگانه‌است با آن.<br />
۲) تنوع اندیشه‌ها که باعث ایجاد خلاقیت و انگیزه میشه.<br />
۳) تنوع در مطالب در نتیجه تکراری و یکنواخت نبودن کل وبلاگ (مراجعه‌کننده به سایت، دست‌خالی برنمی‌گرده!)<br />
۴) بعضی از دوستان هستند که خوب می‌نویسند ولی دیر به دیر. حتماً این حالت را تجربه کردین: روزی یکبار بمدت ۱۰ روز به یک وبلاگ مورد علاقه سر زدید، هنوز مطلب جدیدی ننوشته!&#8230; حس جالبی نیست.<br />
۵) وبلاگ‌نویسی معمولاً دوره (period) داره! هرکسی ممکنه در یک برهه، به دلایل مختلف (گرفتاری، افسردگی و&#8230;) نتونه بنویسه؛ کم نیستند وبلاگ‌نویسانی که برای همیشه با این پدیده خداحافظی کردند و بعضاً وبلاگهای مفیدی داشتند. کار گروهی این مشکل را کمتر میکنه.</p>
<p>***</p>
<p>:: اینکه «در وبلاگ‌نویسی گروهی، اعضای تیم باید همگون باشند[نه الزاماً همفکر] و درمورد یکسری اصول حداقلی تفاهم داشته باشند» توضیح واضحات است.</p>
<p>:: اصولاً من اگر برم بالای منبر دیگه پایین بیا نیستم! (اینو &#8220;نرگس&#8221; می‌دونه! ارثیه!!!) شاید بعداً [دراین‌رابطه] بیشتر با هم &#8220;بحث&#8221; کردیم و شاید این وسط چند نفری هم بجای بحث &#8220;عمل&#8221; کردند!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ali</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2005/11/post_98.html#comment-685</link>
		<dc:creator>ali</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/?p=121#comment-685</guid>
		<description>عزیز برادر به نظر این فقیر ابتذال هم در فرهنگ ما مثل همون بیماریهاییست که پاتولوژی مشخص و معین ندارند و هر چه در موردشون گفته بشه با عرض معذرت حرف مفته حتی اگه تسکینی هم موقتا در پی اش باشه ! ابتذال در جامعه ای که هیچ ارزش مورد اجماعی درش وجود نداره چیه؟ متر و معیار و سنجه ات برای عیار ابتذال سنجیت چیست ؟!
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عزیز برادر به نظر این فقیر ابتذال هم در فرهنگ ما مثل همون بیماریهاییست که پاتولوژی مشخص و معین ندارند و هر چه در موردشون گفته بشه با عرض معذرت حرف مفته حتی اگه تسکینی هم موقتا در پی اش باشه ! ابتذال در جامعه ای که هیچ ارزش مورد اجماعی درش وجود نداره چیه؟ متر و معیار و سنجه ات برای عیار ابتذال سنجیت چیست ؟!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ذهن آبی</title>
		<link>http://1pezeshk.com/archives/2005/11/post_98.html#comment-684</link>
		<dc:creator>ذهن آبی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.1pezeshk.com/wp/?p=121#comment-684</guid>
		<description>سلام به نظرم مطالب کوتاه ویژگی وبلاگ های عمومی و روزمره هست که حوصله ی خواننده را سر نبرند ضمنا بلندی مطالب در وبلاگ های تخصصی اشکالی ندارد. در مورد تئوری توطئه میتوان مانور داد ولی نه به آن شدتی که گفتی. هیچ کس نمیتونه مافیای وبلاگی(خواسته یا ناخواسته) رو انکار کنه. نوع لینک ها تاثیر زیادی روی تعداد خواننده حتی کیفیت نوشته ها دارند. به قول معروف اگه میخوای صاحب وبلاگی رو بشناسی بهتره لینکاش رو ببینی!!
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به نظرم مطالب کوتاه ویژگی وبلاگ های عمومی و روزمره هست که حوصله ی خواننده را سر نبرند ضمنا بلندی مطالب در وبلاگ های تخصصی اشکالی ندارد. در مورد تئوری توطئه میتوان مانور داد ولی نه به آن شدتی که گفتی. هیچ کس نمیتونه مافیای وبلاگی(خواسته یا ناخواسته) رو انکار کنه. نوع لینک ها تاثیر زیادی روی تعداد خواننده حتی کیفیت نوشته ها دارند. به قول معروف اگه میخوای صاحب وبلاگی رو بشناسی بهتره لینکاش رو ببینی!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

