۲۹ خرداد ۱۳۸۸
یکی از آرزوهای دیرینه کاربران اینترنت در ایران این بود که زبان فارسی هم مورد پشتیبانی مترجم گوگل قرار بگیرد. در شرایطی که ماهها و سالها از اضافه شدن زبانهای عربی، چینی، کره ای، ژاپنی و ترکی به مترجم گوگل میگذشت، ما کمکم امید خود را به اضافه شدن زبان فارسی از دست داده بودیم، اما امروز وبلاگ رسمی گوگل خبر اضافه شدن زبان فارسی را اعلام کرد.
ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی گوگل، البته هنوز ابتدایی است و اصطلاحا نسخه آلفای این مترجم در دسترس است. با آزمایشی که من کردم متوجه شدم این مترجم در حال حاضر تنها به کار کسانی میآید که هیچ آشنایی با زبان فارسی ندارند و تنها میخواهند در حد درک مطلب، متوجه یک متن فارسی شوند.

حالا که گوگلیها با مهربانتر شدهاند، بیایید در حد دانش و توان خودمان با گوگلیها در بهتر کردن مترجم کمک کنیم. شما میتوانید هر زمان که از مترجم گوگل استفاده کردید، با کلیک بر روی contribute a better translation در زیر متن ترجمهشده، ترجمه درستتر را گوشزد کنید و اشتباهات مترجم گوگل را تصحیح کنید.
در انتظار نسخه بتا و اصلی مترجم گوگل خواهیم ماند، اما چیزی که مسلم است این است که با اضافه شدن زبان فارسی دیگر وبلاگهای فارسی در وبلاگستان جهانی، بیصدا نخواهند بود.
شما هم مترجم گوگل را تست کنید!
۲۹ خرداد ۱۳۸۸
فرانک مجیدی: مدتهاست ننوشتهام و این ننوشتن، ٱدم را دچار قفلشدگی میکند. تصمیم دارم چند مطلب دربارهی فیلمهای کلاسیک بنویسم. برای همین اینبار، «برفهای کلیمانجارو» را انتخاب کردم. کاری مربوط به سال ۱۹۵۲، به کارگردانی هنری کینگ از نوشتهای به یاد ماندنی از ارنست همینگوی.
هری استریت (گریگوری پک)، نویسندهای موفق است که حالا، با زخمی که شدیداً در پایش عفونی شده همراه همسرش، هلن (سوزان هیوارد) در جنگلهای آفریقا گرفتار شده. او که دیگر امیدی به زنده بودن ندارد، برای همسرش از زندگی گذشتهاش، زنانی که با آنها بوده و همسر سابقش، سامانتا (آوا گاردنر) میگوید…

«برفهای کلیمانجارو»، به تو میگوید که باید دم را غنیمت بشماری و حالت را فدای افسوس گذشتهها نکنی. همیشه حرفهایی که نزدهای، کارهایی که نکردهای، نگاه به موقعی که ننداختهای، لبخندی که نزدهای، غروری که نشکستهای دردآور است. اما… دیگر چه معنایی دارد که همه چیز اکنونت را فدای چیزی که میتوانستی دیروز داشتهباشی و حال نداری، بکنی؟ و به یادت میآورد که در سختترین شرایط هنوز امیدی هست! همیشه امیدی هست! فقط کافی است هدفت را بیابی و آن را بخواهی.
«برفهای کلیمانجارو»، یکی از آن نمونههای بیاد ماندنی پیوند مبارک ادبیات و سینماست. این فیلم وزنی درخور از بودن نام همینگوی در خود مییابد و بازیگران فیلم هم بسیار دوستداشتنی و محبوبند. اصلاً زیبایی این فیلم، به قدمت ۵۷ سالهی آن است. اگر این فیلم الآن، با مثلاً اوان مکگرگور و ناتالی پورتمن و آنجلینا جولی ساختهمیشد، با تمام جلوههای ویژهی ممکن، باز اینقدر به دل نمینشست. خوبی این فیلم، موسیقی شیرین و آشنای است، موهای بریانتین زده و برق انداختهی گریگوری پک و معصومیت سوزان هیوارد و زیبایی ناب آوا گاردنر. نورپردازی و تدوین خیلی چشمگیر است و داستان، بیننده را با خود همراه میکند. اما کتمان نمیکنم که یکی از دلایل علاقهی من به فیلم، شخص گریگوری پک است. همه میدانند که من شیفتهی آل پاچینو و کاریزمای سرد ایتالیایی او هستم اما هرگز، علاقه و احترامم را به پک فقید پنهان نمیکنم. پک تمام مشخصههای یک بازیگر خوب را داشت، جذابیت، زیبایی، اقتدار مردانهی دهههای ۴۰ و ۵۰، اما شخصیت وی بزرگترین امتیاز او بود. او یک بازیگر محترم و روشنفکر بود، سیاست را میدانست و با توجه به محبوبیتش، مردم را آگاه و روشن میساخت. بازیگران زمان پک، کسانی بودند که با تلاش خود راه سینما را چنان هموار کردند و مردم را همراه نمودند، که سینما به امروز خود برسد تا یک صنعت گردد، تا همچنان بینندگان در سرتاسر جهان عاشق این پردهی نقرهای بمانند. آنها، زیبارویان نسلی بودند که به دنبال آن یوزپلنگ اسطورهای منجمد شده در کلیمانجارو، با عزمی راسخ قلبها را فتح کردند.
۲۹ خرداد ۱۳۸۸
اصولا دروغ که حناق نیست که کار دست ابرازکنندهاش بدهد، مایکروسافت هم از این قاعده مستثنی نیست! قضیه از این قرار است که مایکروسافت به تازگی در صفحهای مروگر اینترنت اکسپلورر ۸ را با مرورگرهای فایرفاکس و کروم مقایسه کرده است. حاصل کار، شده است، این:

مایکروسافت در روز روشن ادعا میکند که فایرفاکس امنیت ندارد و حریم خصوصی کاربرانش را محافظت نمیکند، استفاده از آن آسان نیست، قابل اعتماد نیست، فاقد ابزارهای لازم برای توسعهدهندگان است و سازگاری و قابلیت مدیریت ضعیفی دارد! در حالی که مرورگر خودش، دارای همه این خصوصیات است!