دستیابی به (فضولی در!) آمار فیدبرنری وبلاگها
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷مقدمه:
۱- فیدبرنر، سرویسی است برای انتشار مجدد فید feed،
روبو در اینجا توضیح داده است که چرا صاحبان سایتها و
وبلاگها بهتر است، فید خود را بسوزانند.
2- یکی از ویژگیهای خوب فیدبرنر این است که با کمک آن هر کس
میتواند پی به تعداد مشترکان فیدی ببرد و بفهمد که چه درصدی از آنها از چه
فیدخوانی استفاده میکنند.
۳- به باور من و بسیاری از وبلاگنویسهای دیگر، داشتن مشترک
فیدی بیشتر، بسیار مهم است. چون این مشترکان، مشترکان دائمی و باوفای وبلاگهای
محسوب میشوند، همچنان که نویسندگان و مدیران مجلهها و روزنامهها، حساب خاصی روی
مشترکان خود باز میکنند، یک وبلاگنویس هم اعتبار خاصی برای مشترک فیدی خود قائل
است.
از سوی دیگر این مشترکان فیدی با به اشتراک گذاشتن پستها،
میتوانند خوانندگان بیشتری برای نوشتههای یک وبلاگ فراهم آورند.
۱-۳: گاهی یادم میرود که ممکن است خوانندههای جدیدی داشته
باشم، یادم باشد در اولین فرصت باز هم به صورت مختصر و مفید درباره فید و نحوه
اشتراک فید و خواندن آنها بنویسم. هر چقدر این کار را آموزش بدهیم، باز هم کم است.
۴- کمانگیر مدتی است که دست به کار جالبی زده است، او
«خوراک شمار»ی برای وبلاگستان به راه انداخته است، که
وبلاگهایی را که بیشترین مشترک فیدی را دارند، مشخص میکند.
۵- بعضی از وبلاگنویسها هنوز نمیدانند، چگونه آمارگیر
فیدبرنر را فعال کنند، اگر شما هم جزو این دسته هستید، این آموزش
تصویری را دنبال کنید.
و اما روشهای فضولی در آمار فیدبرنری دیگران!:
ناگفته پیداست که دستیابی به آمار فیدبرنری وبلاگنویسهای دیگر اهمیت خاصی
دارد!
شاید تا پیش از این میدانستید که چگونه آمار مشترکان فیدی یک
وبلاگ را به دست بیاورید. برای این کار کافی است که در این url،
نام اکانت فیدبرنر مورد نظر را بگذارید:
http://feeds.feedburner.com/~fc/pezeshk
یعنی به جای pezeshk، نام فیدبرنر مورد
نظر را میگذارید و بعد آدرس url را با مرورگر خود باز
میکنید.
اما به جز از این شما میتوانید، آمار دیگری را هم دربیاورید،
میدانید که تنها تعداد کل مشترکان مهم نیست، و تعداد کسانی که در یک روز فیدها
را دیدهاند، اهمیت زیادی دارد. چون ممکن است کسی یک بار مشترک فیدی شده باشد و
بعد ماهها اصلا فید مورد نظر را مرور نکرده باشد:
۱- اگر میخواهید بدانید که یک وبلاگ چه تعداد مشترک دارد و
همین امروز چند بار فیدخوانهای مختلف، اطلاعات فید را درخواست کردهاند و چند نفر
فیدها را امروز دیدهاند و یا روی آن کلیک کردهاند. کافی است در این url،
به جای pezeshk، نام اکانت فیدبرنر وبلاگ مورد نظر را
بگذارید:
http://api.feedburner.com/awareness/1.0/GetFeedData?uri=pezeshk
وقتی آدرس را با مرورگر خود باز کردید. توجه کنید که
Circulation نشاندهنده کل مشترکین است، Hits تعداد تقاضای اطلاعات فیدبرنری است،
Reach تعداد دفعات مشاهده فید است.
۲- اگر میخواهید بدانید که در یک تاریخ دلخواه، اطلاعات فیدی
یک وبلاگ به چه صورت بوده است، از این url استفاده
کنید و تاریخ مورد نظر را بگذارید:
http://api.feedburner.com/awareness/1.0/GetFeedData?uri=pezeshk&dates=2008-04-01
3- این هم خیلی جالب است! اگر میخواهید سیر پیشرفت یا پسرفت یک
وبلاگ را از لحاظ تعداد خواننده فیدی در یک بازی زمانه دلخواه ببینید، از این
urlاستفاده کنید و بازه زمانی دلخواه را انتخاب کنید:
http://api.feedburner.com/awareness/1.0/GetFeedData?uri=pezeshk&dates=2008-05-01,2008-05-10
عجله کنید و شروع کنید به تحقیق و کنجکاوی در فیدهای سوخته شده
هم!
منبع: Digital Inspiration
پرسپولیس قهرمان شد: پیروزی دانش و امید
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷- این نوشته ساعاتی قبل از آغاز بازی تیمهای پرسپولیس و سپاهان نوشته شده است!
گرچه سبک نقاشیهای همسرش، باعث میشد نقاشی او شباهت کمی با چهرهاش داشته باشد، اما قطعا همسرش در به تصویر کشیدن یک چیز نهایت دقت را به عمل آورده بود: تنهایی او روی نیمکت رهبری تیم سرخپوش!

مشکلات قطبی برای مربیگری در ایران از قبل از ورودش آغاز شده بود، یک تشابه اسمی، عرصه را بر «سید افشین قطبی» فرزند «سید محمد» و «سکینه» تنگ کرده بود، گروهی علیرغم تکذیب مکرر نمیخواستند این عدم وابستگی را باور کنند و در تاکسیها صحبت از شباهت ظاهری چهره او با آن زن میکردند!
مرد شیکپوش و جنتلمنی که هیچگاه دشواری سرمربیگری را در جایی که روابط و وظایف و اختیارات چندان تعریفشده نیست، تجربه نکرده بود، علیرغم همه حرف و حدیثها کارش را در تیمی شروع کرده که چندین سال بود، موفقیتی کسب نکرده بود و بدتر از آن فوتبال تماشاگرپسندی هم ارائه نمیکرد.
شاید بعضی انتظار داشتند با او «زوبل»وار برخورد کنند و بعد از چند بازی عذرش را بخواهند، اما او به تزریق چیزی به پیکره یک تیم خسته فکر میکرد که مدتها بود فراموش شده بود: روحیه، پیکار تا دقیقه ۹۵ و شیردل بودن.
چقدر درست گفته بودم که فوتبال هر کشور را میتوان مدلی از کل جامعه آن دانست و چقدر درست گفته بودند که تاریخ تکرارپذیر است و این بار زمان اصلاحات و تحول به فوتبال رسیده بود. نشانههای چنین تحولی شاید قبل از قطبی شروع شده بود، زمانی که یک معلم علاقمند به برنامههای رایانهای تحلیل فوتبال، پاس تهران را قهرمان ایران کرد، این بار اما، نوبت قطبی رسیده بود که هم مادر و هم پدرش معلم بودند.
دانشآموخته مهندسی الکترونیک UCLA و دستیار گاس هیدینگ و دیک ادووکات، گمان میکرد که میتواند با تکیه و تأکید بر قوانین فوتبال حرفهای حتی «یاغی»های تیم را تحت کنترل درآورد، اما تا فرابگیرد که در فوتبال لمپنپرور ایران، چیزی که پیدا نمیشود احترام به حرفهایگری است، باید ضربات زیادی را از پشت تحمل میکرد: جلسات مخفی، مافیای نهانی، مصاحبههای کذایی و حتی شکسته شدن «مکبوک»ی که آن شب به «نود» آورده بود و با «کینوت»ش جلوهگری میکرد.
لبخند بامعنای او را بعد از پذیرش گل چهارم از تیم اهوازی، پایان همه چیز پنداشتیم، اما جبران ۷ امتیاز اختلاف با تیم اصفهانی و اصلا جرأت فکر کردن به جبران چنین فاصلهای، که در ذهن ما مانند گراند کانیون پرنشدنی تصور میشد، چیزی بود که تنها از قطبی برمیآمد، همان نوجوانی که وقتی در برههای کوتاه، روزنامه میفروخت و باغبانی میکرد، رؤیاپردازی میکرد و بیمی از آن نداشت که رؤیاپردازش بخوانند.

سالها بود که فوتبال اسما حرفهای ایران را میدیدیم و با دیدن نگاههای بیروحیه و ساقهای پراحتیاط بازیکنان تیم سرخپوش پایتخت، گمان میکردیم که ورود پول به فوتبال یعنی خروج تعصب. حتی سلطان چشمتیلهای قرمزها، بارها نالیده بود که علیرغم همه صحبتهای بین دو نیمه!، از تزریق تعصب و غیرت به این بازیکنان عاجز شده، اما به راستی قطبی با کاپیتان سادهدل تیمش چه کرده بود که در پیرانهسری عمر ورزشی، بهتر و بیپرواتر از روزهای جوانی بازی میکرد؟

امروز، روز خوبی برای فوتبال «ایران» بود.

















