زندگی بعد از مرگ به روایت گوگل!
۲۹ فروردین ۱۳۸۷استن شرودر Stan Schroeder یکی از نویسندگان وبلاگ مشهور
Mashable امروز پست جالبی داشت:
فکر عجیبی امروز به سرم زد، گوگل اهمیتی به زنده یا مرده بودن
شما نمیدهد. اینترنت کلا اهمیتی به آنچه شما انجام دادهاید، نمیدهد. شما فقط
دستهای از اطلاعات محسوب میشوید که به طریقی در ابر انبوهی از اطلاعات پیچیده، در
هم بافته شدهاید، ابری که ما نام اینترنت را بر آن نهادهایم.
اگر نگوییم بیشتر کاربران، دست کم بسیاری از کاربرانی که به
اطلاعات دسترسی پیدا میکنند، واقعا شما را نمیشناسند، آنها نسخه آنلاین شما را
میشناسند. بنابراین ممکن است در زندگی واقعی، مدت زیادی از فوت شما گذشته باشد،
ولی نسخه آنلاین شما زنده و سالم باشد!
این فکر گرچه ظاهرا بیمارگونه به نظر میرسد، اما در واقع مفهوم
مثبتی در خود نهفته دارد. قبل از دوره اینترنت کسی که فوت میکرد، به جز در خاطرات
کسانی که دوستش داشتند، مرده بود. البته این موضوع در مورد افراد استثنایی تا حدی
متفاوت بود و آنها ممکن بود با نوشتن یک کتاب محبوب یا یک تحول علمی یا چیزی شبیه
آن، میراثی از خود به جای میگذاشتند، اما در عصر گوگل، همه از خود میراث به جا
میگذارند.
در مورد این مسئله فکر کنید، امروز مردم وبلاگ مینویسند، در
وبلاگهای دیگران کامنت میگذارند، «فید»هایشان را به اشتراک میگذارند، در
انجمنها گفتگو می کنند، عکسهایشان را در فلیکر به اشتراک میگذارند، ویدئوهایشان
را در یوتیوب به اشتراک میگذارند و در فیسبوک، مایاسپیس، دیگ، ردیت و توییتر
کارهای مشابهی میکنند. همه این مجموعه فعالیتها، دنباله ملموسی از هر کس به جا
میگذارد که به جز قسمت خصوصی آنها، به آسانی قابل دستیابی است.
در گوگل دنبال من، پیت، آدام، مارک، کریستین یا شان بگردید، به
آسانی صدها -اگر نه هزاران- صفحه اطلاعات مختلف به وجود آمده توسط آن شخص یا شخص
دیگری درباره او پیدا خواهید کرد. شما حتی میتوانید دریابید که ما به چه موسیقی
گوش کردهایم. در واقع با سرویس جدید FriendFeed، شما میتوانید بفهمید که هر کس در
هرساعت از شبانهروز در کجا بوده است.
هر کاری که شما میکنید، اطلاعات محسوب میشود. بسیاری از انها
نامربوط هستند، اما بعضی از انها برای هر کس جالب هستند. با ابزارهای جالبی که ما
در حال حاضر در دسترس داریم، میتوانیم از چیزهای مهم زندگیمان مجرایی به سوی
کشوهای اطلاعاتی باز کنیم. کشوهای اطلاعاتیای مثل توییت و پستهای وبلاگی و
نوشتههای انجمنها.
بر حسب اهمیتی که این خرده ریزهای اطلاعاتی متوجه خود میکنند،
گوگل آنها را رتبهبندی rank میکند. یک پست وبلاگی خوب ممکن است در طی چند دهه از
سوی هزاران منبع مرتبط و با رتبه بالا، لینک شود.
حتی اگر جنبه فسلفی مسئله را در نظر نگیریم، گوگل به ما
جاودانگی میدهد. دانستن اینکه پس ار مرگ شما، شخصی که علاقمند کار و زندگی شما
باشد، می تواند به آسانی اطلاعات زیادی در مورد شما پیدا کند، بسیار هیجانانگیز
است. در واقع بارها شده که من یک نوشته آموزشی یا پست خوبی را در وبلاگ یا انجمنی
خواندهام و بعد، متوجه شدهام که نویسندهاش دیگر در میان ما نیست.
این حقیقت که اطلاعات همیشه حاضر هستند و وجود دارند، به این
معنی است که حضور یا عدم حضور شما در میان زندگان، اهمیت کمی دارد.
و این به چه معنی است؟! خوب، بر حسب فلسفه زندگی شما، دانستن
چنین مطلبی ممکن است شما را مشتاق کند که:
۱- بیشتر وبلاگ بنویسید.
۲- بیشتر توییت کنید
۳- دوستان بیشتری در فیسبوک داشته باشید
۴- گوگل را به منزله یک خدا، ستایش کنید!
البته من در این مورد بیشتر با وودی الن (و ری
کورزویل) هم عقیده هستم:
«من نمیخواهم با کارهایم به جاودانگی برسم، من میخواهم با
نمردن به ابدیت برسم.»

















