دست دادن با یک پزشک، جان مردی را نجات داد!

مارک گوریری ۳۶ ساله، در رستورانی مشغول به کار بود. روزی یکی
از دوستانش به صورت اتفاقی او را به همراهش که پزشک ۴۶ ساله‌ای به نام کریس بریت
بود، معرفی کرد. آن دو برای صرف نهار به بیمارستان آمده بودند.

هنگامی که دکتر بریت با مارک دست می‌داد، متوجه شود که دست‌های
او بزرگ‌تر از حد معمول هستند و حالت اسفنجی دارد و صورتش هم ابعاد بزرگی دارد. این
علایم نشاندهنده بیماری آکرومگالی هستند.
بیماری آکرومگالی در اثر
توموری در غده هیپوفیز و ازدیاد ترشح هورمون رشد توسط این تومور رخ می‌دهد. این
تومور در صورت درمان نشدن می‌تواند منجر به مرگ شود.

خود مارک متوجه بزرگ شدن دست‌ها و صورتش شده بود ولی تصور می‌کرد که بزرگی دستهایش ناشی از کار زیاد و کار در
آشپزخانه است.

مارک گوریری و دکتر کریس بریت در حال
دست دادن مجدد باهم ( به بزرگی دست مارک توجه کنید.)

 vlcsnap-294162.jpg

بعد از بررسی‌های پزشکی، ماه گذشته مشخص شد که او توموری دو سانتیمتری در
سر دارد، با یک عمل جراحی بیشتر حجم تومور برداشته شد و در ادامه درمان، مارک باید
داروهایی برای کنترل ترشح هورمون‌ها مصرف کند. مارک به شوخی می‌گوید که:
 «مادرم تصور
می‌کند که کریس فرشته محافظ من است. امکان داشت که بینایی‌ام را از دست دهم و یا
ناراحتی‌های دیگری پیدا کنم، فکر می‌کنم که زندگی‌ام را مدیون کریس هستم.»

مارک گوریری (چپ) و دکتر کریس بریت
(راست)

 vlcsnap-295121.jpg

دکتر بریت گفته است که از زمان دانشجویی مورد بیماری آکرومگالی
ندیده بود. آکرومگالی بیماری‌ای است که هر پزشک اگر خوش شانس باشد، در دوران حرفه
پزشکی‌اش می‌تواند تنها یک مورد آن را ببیند.

از هر یک میلیون نفر تنها ۳ نفر به این بیماری مبتلا می‌شوند.
آکرومگالی می‌تواند منجر به اختلال دید، دیابت و مشکلات فشار خون شود.

منابع: بی‌بی‌سی و
تلگراف

بزرگ‌نمایی رسانه‌ای و بی‌اعتمادی رسانه‌ای

همین امروز ظهر که آمدم میلم را چک کنم و نگاهی سریعی به
بالاترین بیندازم، دو خبر جالب دیدم، یک خبر پزشکی بود و یک خبر آی‌تی.

از نقل خبر
پزشکی معافم کنید، همین
قدر برایتان بنویسم که یکی از خبرگزاری‌ها خبری کار کرده در
مورد اینکه برای اولین بار در جهان عملی در ایران انجام شده است، در صورتی که عمل
مورد نظر از سال‌ها پیش در تکست بوک‌های پزشکی منعکس شده است و من با جستجوی مختصری در گوگل دیدم
که عمل مورد نظر از اوایل دهه ۸۰ هم انجام می‌شده است.

گرچه خبرگزاری مورد نظر این «اولین» بودن را از زبان پزشک جراح
نقل کرده ولی من دو چیز را بیشتر محتمل می‌دانم: پزشک مورد نظر ابتکاری در شیوه
عمل به خرج داده که قبلا سابقه نداشته، نه اینکه کاملا شیوه جدیدی را بنیان گذاشته
باشد و دوم اینکه خبرنگار خبرگزاری مورد نظر با توجه به غیرحرفه‌ای بودن نتوانسته
متن خبر را به درستی تهیه کند و نادانسته یک قسمت کلیدی از حرف‌های جراح را حذف کرده
باشد.

اما خبر دوم را از خبرگزاری مهر برایتان نقل می‌کنم، این
خبرگزاری خبری نقل کرده است با عنوان «آغاز حیات نسل سوم وب با ایده‌های مغز
متفکر ایرانی»
، تیتر خبر آدم را بسیار کنجکاو می‌کند که ببیند این متفکر ایرانی
چه کار برجسته‌ای در مورد وب ۳/۰ انجام داده است. مختصری از متن خبر به نقل از
خبرگزاری مهر:

«هومن رادفر محقق ایرانی، بنیانگذار و رئیس شرکت
تکنولوژیکی "کلیر اسپرینگ دولپر" در آمریکا ایده های استثنایی در مطرح کرده که در
آینده ای نه چندان دور به طراحی و تولید ابزارهای لازم برای حیات یافتن نسل سوم وب
منجر خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، در حالی که هنوز شمار قابل توجهی از کاربران وب در سراسر
جهان خود را با نسل دوم وب همچون فضاهای مجازی تطبیق نداده و به آنها عادت نکرده
باشند اما باید از هم اکنون منتظر حیات یافتن نسل سوم در فرآیند تکامل آنلاین بود.

هومند رادفر مغز متفکر و بنیانگذار شرکت "کلیر اسپرینگ دولپر" که اخیرا نیز در
دومین کنفرانس سالانه Southeast Venture در ویرجیانا حضور یافته بود می گوید : شرکت
من در حال حاضر ابزار و تجهیزات مورد نیاز برای نسل دوم وب را طراحی و تولید می کند
اما رویکرد جدید ما ورود به دنیای نسل سوم وب است.

به عقیده وی جرقه های این نسل جدید را می توان در فرمت برنامه نویسی RSS در
سایتهای اینرنتی شناخته شده جهان مشاهده کرد.»

از آنجا که قبلا چندین مقاله در وب ۳/۰ خوانده بودم و چیزکی در
حد بضاعت ناچیز خودم نوشته بودم، به خود این اجازه را دادم که در صحت کامل خبر بالا شک
کنم و کمی جستجو کنم:

بله! هومن رادفر ۲۷
ساله اصلا آدم کوچکی نیست. او مؤسس شرکت فناوری
Clearspring است. سال پیش بیزینس ویک او را
بهترین کارگشای جوان
اینترنتی
انتخاب کرده بود. او کارهای زیادی در مورد شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های
دیجیتال و انتشار بلادرنگ محتوا content syndication انجام داده است. او از دانشگاه
پنسیلوانیا در رشته اقتصاد و کامپیوتر فارغ‌التحصیل شده است و در دانشگاه Carnegie
Mellon در زمنیه تئوری شبکه‌های اجتماعی تحقیق می‌کند. او وبلاگ جالبی به نام
Widgify هم دارد که در آن درباره ویجت‌ها
Widget و اپلیکیشن‌های اجتماعی می‌نویسد.

 hooman_radfar.jpg

رادفر در آرلینگتون در ویرجینیا زندگی می‌کند. کتاب‌های
«تاریخچه مختصر زمان» اثر استفان هاوکنیگ، تریلوژی نیویورک اثر پل آستر و
سرچشمه Fountainhead اثر

Ayn Rand،
کتاب‌های مورد علاقه وی هستند. او فیلم‌های Patton و V for Vendetta را دوست دارد.

او شرکت
Clearspring را در سال ۲۰۰۴ بنا نهاد،
شرکتی که کار اصلی‌اش ساخت ویجت widgets است، ۵۵ کارمند دارد و درآمدی میلیونی
برایش در بر داشته است.

اما مشکل این خبر و اخبار دیگری از این دست که هر از چند گاه در
رسانه‌های ایرانی آنها را می‌خوانیم، چیست؟

۱- بزرگ‌نمایی بیش از حد و غیر ضروری خبرها: در مورد همین مثالی که برای شما زدم، می‌بینید
که هومن رادفر، محقق برجسته و باهوشی به نظر می‌رسد که توانسته با سعی و تلاش و
تکیه بر استعداد ذاتی، ‌نام خودش را مطرح کند. اما آیا به نظر شما تیتر «آغاز حیات نسل سوم وب با ایده های مغز
متفکر ایرانی»
، تیتر درستی است؟ آیا منحصر کردن آفرینش وب ۳/۰ توسط یک 
نفر ایرانی، کاری منطقی است؟ فرضا شما شنیده‌اید که بگویند «تیم برنز لی» وب ۲/۰ را
اختراع کرده است؟

۲- تحلیل نادرست ناخواسته اخبار: واقعیت این است که خبرنویسی
باید تخصصی باشد. شما تصور کنید که کسی که هیچ اطلاعی در مورد پزشکی نداشته باشد،
بخواهد مقاله‌ای در مورد یک بیماری بنویسد. بی‌شک موفق نخواهد بود و یا نمی‌تواند
حق مطلب را ادا کند. در مورد آی‌تی هم به همین گونه است. به احتمال فراوان منبع
خبری خبرگزاری مهر این مقاله بوده است.

رادفر در این مقاله حرف‌های جالب و دقیقی در مورد وب ۱/۰
، ۲/۰ و ۳/۰ زده است و گفته است که شرکتش در زمینه ساخت ویجت‌ها فعالیت دارد و سعی
دارد ویجت‌ها سازگار با وب ۳/۰ بسازد. در هیچ جای مقاله اشاره‌ای به «آغاز شدن حیات
وب ۳/۰ با تفکرات استثنایی رادفر» نشده است و رادفر نگفته که او مخترع وب ۳/۰ بوده
است.

۳- نوشتن برای مخاطب عام: مقاله‌نویسی علمی اصول و قواعد خاص خودش را
دارد. چنین مقالاتی باید با در نظر گرفتن دانش یک آدم عادی با تحصیلات متوسط نوشته
شوند. انتظار نمی‌رود که در ایران یا اصولا هر جای دیگر جهان، کسی که تحصیلاتی در
مورد آی‌تی نداشته باشد یا کنجکاوی‌هایی در این زمینه نداشته باشد، بداند که وب
نسخه‌هایی دارد و هر نسخه چه خصوصیات و وجوه تمایزی با نسخه‌های دیگر دارد. بنابراین
نویسنده حتی در مورد یک گزارش خبری، باید خیلی مختصر و مفید در مورد اصطلاحات به کار
رفته در متن خبر بنویسد و بعد بپردازد به متن اصلی خبر.

توجه داشته باشید که به نظر من ساده‌نویسی در مقالات علمی
هیچگاه نباید منجر به اشتباه‌نویسی شود و یا ناخواسته منجر به برداشت اشتباه
خواننده شود.
همین خبر خبرگزاری مهر را در نظر بگیرید، یک مخاطب عام که نمی‌داند ویجت چیست با
خواندن معادل نادرست «ابزار و تجهیزات»، حتما
پیش خودش فکر می‌کند آقای رادفر دارد سخت‌افزارهای پیشرفته‌ای برای اینترنت
می‌سازد. البته من در تردید هستم که ترجمه ویجت به «ابزار و تجهیزات» در
متن این خبر ناخواسته نبوده و نویسنده واقعا نمی‌دانسته که ویجت‌ها چه چیزهایی
هستند.

خواننده ۱۰۴ ساله دوران نازی‌ها، به صحنه بازگشت

آمستردام ، هلند: روز شنبه، دسته‌های معترض مردم  در بیرون
محوطه تئاتری که در آن یک خواننده ۱۰۴ ساله که سابقه اجرای برنامه برای هیتلر داشته
است، تجمع کردند. این خواننده یوهانس هیسترس Johannes Heesters نام دارد که برای نخستین بار در عرض ۴ دهه
گذشته برای اجرای برنامه به هلند آمده است.

در برابر دسته ۵۰ نفری معترضان در بیرون تئاتر «دو فلینت» گروهی
از نئونازی‌ها هم به نشانه حمایت از هیسترس گرد آمده بودند ‌که تعدادی از آنها که
تخم مرغ به سوی جمعیت پرت کرده بودند، به وسیله پلیس دستگیر شدند.

به جهات امنیتی هر شرکت‌کننده در کنسرت مجبور بود، قبل از ورود به
تئاتر کپی پاسپورتش را نشان بدهد و اسکن شود.

از سال ۱۹۳۰، هیسترس شهرت زیادی به عنوان یک خواننده کاباره‌ای
در کشورهای آلمانی زبان به دست آورد.
 

گرچه هیسترس هیچگاه متهم به حمایت از نازی‌ها یا اتهام دیگری
نشده است و متفقین بعد از جنگ به او اجازه ادامه دادن کارش را دادند، ولی نگاه
جامعه کشور مادری‌اش به او متفاوت است.

بسیاری از حرف و حدیث‌هایی که در مورد هیسترس وجود دارد به سبب
بازدیدی است که او در سال ۱۹۴۱ از بازداشتگاه «داخائو» به عمل آورده بود،
بازداشتگاه هراس‌انگیزی که در آن روی انسان‌ها آزمایش‌های پزشکی وحشتناکی انجام
می‌شد. هیسترس تا زمان انتشار یک سری عکس در سال ۱۹۷۸ که او را در میان سربازان
آلمانی نشان در این بازداشتگاه نشان می داد، این موضوع را فاش نکرده بود و بعد از
انتشار عکس‌ها هم ادعا می کند که برای سربازان در بازداشتگاه برنامه اجرا نکرده بود و از
کارهایی که در آنجا می‌شد، خبر نداشت.

 

melone.jpg

هیسترس در اتوبیوگرافی‌اش نوشته است که بابت ساده‌لوحی و فریب
خوردنش، متأسف است و احساس پشیمانی می‌کند.

یک روزنامه هلندی نوشته است: «امروز برای مردمی که در دوره بعد
از جنگ زندگی می‌کنند، آسان است که درباره مردم آن دوره قضاوت کنند. ولی سوال
اینجاست که ما در شرایط مشابه چه می‌کردیم؟»

در یوتیوب می‌توانید یک سری ویدئو از
اجراهای قدیمی و جدید این خواننده را ببینید.

 heesters_g.jpg

طول عمر زیاد در خانواده هسترس بدون سابقه نبوده است، یکی از
پدربزرگ‌های او هم در سن ۱۰۸ سالگی فوت کرده است. او علاقه به کار را رمز طول عمر
خود می‌داند.

سرپا بودن این خواننده کهنسال مایه تعجب است، در مقام مقایسه
اجرای کردن این برنامه توسط این پیرمرد درست مثل این می‌ماند که «حسین قوامی» و
«بنان» زنده می‌بودند و تا چند سال بعد هم کنسرت می‌داند!

منبع: فاکس نیوز و ویکی‌پدیا

صفحه 2 از 18«12345»...آخر »