شوک
۳۰ بهمن ۱۳۸۶شوک یعنی اینکه یک لحظه ببینی ۱۲۰ گیگ اطلاعات هارد پریده و
خوشبختی یعنی اینکه ببینی همه چیز سر جای خود است و شرط عقل این سایت که به جای هر
فعالیت وبلاگی، از همه هارد بک آپ بگیری و دیگر سلامتیت را با خطر مواجه نکنی!
شوک یعنی اینکه یک لحظه ببینی ۱۲۰ گیگ اطلاعات هارد پریده و
خوشبختی یعنی اینکه ببینی همه چیز سر جای خود است و شرط عقل این سایت که به جای هر
فعالیت وبلاگی، از همه هارد بک آپ بگیری و دیگر سلامتیت را با خطر مواجه نکنی!
یک چیزی که برایم خیلی جالب است و مدت زیادی میخواهم اینجا
دربارهاش بنویسم مربوط میشود به نوع نقد منقدها و نشریات سینمایی ما از فیلمهای
خارجی.
برای اینکه نوشته را شروع کنم، مثالی برایتان میزنم من فیلم
«پیرمردها به بهشت نمیروند» ساخته برادران کوئن را مدتی پیش دانلود کردم و دیدم،
انصافا نقاط برجسته زیادی داشت، یک فیلم برجسته که در میان فیلمهای تریلر جادهای
میدرخشد، بازی «باردم» هم با ان نگاهها و بازی زیرپوستی و البته آرایش عجیب و
غریب و مویش برایم جالب بود.
فیلمهای برادران کوئن را همیشه دوست داشتهام، فیلمهایی که
آمیزهای از خشونت، درام و طنز هستند. این فیلم نامزد اسکارهای متعدد شده و منتقدان
خارجی رویکرد بسیار مثبتی به ان دارند، منتها بگذارید من به خودم جرأت بدهم و بگویم
که علیرغم همه شایستگیهای این فیلم به قول یکی از دوستان، فیلم چیزی کم دارد، که
نمیدانم چیست! همان چیزی که باعث میشود، رغبت چندباره دیدنش را نداشته باشم و یا
اگر لیستی از ۵۰ فیلم برتر بخواهم در ذهنم بسازم، این فیلم در این فهرست نباشد!
همیشه وقتی فیلمی اینقدر در ابعاد جهانی سر و صدا به پا میکند،
مشتاق هستم نقدهای مستقل متفاوت را بخوانم. اما دریغ! نقدهای داخلیهای همه
نوشتههایی هستند که به شدت از منتقدهای خارجی و مجلات معتبر سینمایی تأثیر
گرفتهاند.
منتقدان که بارها نشان دادهاند که آنقدر باجرأت هستند که گاه
کارگردانهایی مثل حاتمی و یا مخملباف را به کل خلع درجه میکنند، وقتی پای
فیلمهای خارجی میرسد در خود جرأت ایستادن در برابر نوشتههای ورایتی و یا راجر
ایبرت را پیدا نمیکنند.
علاقمندان برادران کوئن امیدوارم مطلب و نظر شخصی من را جدی
نگیرند و شاید در فرصتی دیگر نوشته مفصلی در مورد این فیلم نوشتم و آنجا با هم در
این مورد بحث کردیم، ولی واقعا مدت بسیار زیادی بود که میخواستم بدانم شما هم چنین
حس و حالی در مورد نقدهای منتقدان ما از فیلمهای غیر ایرانی داشتهاید؟ دنبال نگاه
متفاوت یک منتقد شرقی بودهاید؟
تاریخ واقعا چیز جالبی است. در این پست میخواهم درباره تاریخ «باگ» برای شما
بنویسم.
باگ bug نرمافزاری خطا، رخنه ، اشتباه ، نقص یا خطایی در یک نرمافزار
است که از عملکرد صحیح آن جلوگیری میکند.
تاریخچه مفهوم خطای نرمافزاری به سال ۱۸۴۲ برمیگردد. در آن سال «چالز بابیج»
در سخنرانیای که در دانشگاه تورین در مورد موتورهای تحلیلی ایراد کرده بود، به
دشواری فرایند مرتب کردن کارتهای برنامهای برای «موتورهای تحلیلی» اشاره کرده
بود، اما از اصطلاح باگ استفاده نکرده بود.
البته قبل از دوره کامپیوترها و نرمافزارهای کامپیوتری، از اصطلاح «باگ» برای
اشاره به خطای سختافزاری در فرایندهای مهندسی استفاده شده بود. توماس ادیسون هم در
یکی از نامههایش از اصطلاح باگ برای اشاره به مشکلات مهندسی در اختراعاتش استفاده
کرده بود.
اما چه زمانی برای نخستین بار از اصطلاح باگ برای سیستمهای کامپیوتری استفاده
شد؟!
در سال ۱۹۴۵، گریس هوپر در دانشگاه هاروارد بر روی یک ماشین حساب
Mark II که شکل بسیار ابتدایی کامپیوترهای امروزی محسوب
میشد، کار میکرد. در روز ۹ سپتامبر همان سال، این دستگاه دچار مشکل شد،
اپراتورها حشرهای را بین ورقههای برنامه پیدا کردند که به دام افتاده بود و باعث مشکل شده
بود،
آنها حشره را برداشتند و مشکل را رفع کردند.
Mark II همانطور که در عکس زیر پیداست یک کامپیوتر الکترومکانیکی بود و بنابراین
این حشره توانسته بود جزء مکانیکی دستگاه را با مشکل مواجه کند.
اینجا بود که خانم گریس هوپر از اصطلاح باگ و همچنین debugging به معنی
اشکالزدایی را برای نخستین بار برای یک مشکل کامپیوتری استفاده کرد. وی
حشره را مجددا روی کاغذ برنامه چسباند، این کاغذ هنوز در موزه ملی تاریخ آمریکا حفظ
شده و نگهداری میشود.
خانم گریس موری (هوپر) یا اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم دریادار یا آدمیرال هوپر،
در سال ۱۹۰۶ در نیویورک به دنیا آمد. او در سال ۱۹۳۴ توانست از دانشگاه ییل، درجه
PhD ریاضیات را دریافت کند. خانم هوپر در سال ۱۹۴۳ به نیروی ذخیره نیروی دریایی
پیوست و در سال ۱۹۴۴ با درجه ناوبان یکی در پروژه تولید و ارتقای کامپیوترهای
ابتدایی آن زمان مشغول به کار شد.
عکسی از خانم هوپر در سال ۱۹۸۴:
خانم هوپر در جوانی:
او کسی بود که نخستین کامپایلر یا برنامه مترجم را نوشت و در توسعه زبان
برنامهنویسی COBOL فعالیت داشت که یکی از نخستین زبانهای برنامهنویسی سطح بالا
محسوب میشود.
گرچه او بعد از جنگ به طور فعال به نیروی دریایی خدمت نمیکرد ولی وابستگی خود
را به نیروهای ذخیره نیروی دریایی حفظ کرد. در طی ۴ دهه بعد تا قبل از مرگ در سال
۱۹۹۲ خانم هوپر در زمینه ارتفای زبانهای برنامهنویسی فعالیت میکرد و در همین حال
به صورت مرتب ارتقای درجه پیدا میکرد، طوری که در سال ۱۹۸۵ به درجه دریاداری یا
آدمیرالی رسید.نیروی دریایی آمریکا برای قدردانی از تلاشهای او، ناوی را به نام او
USS Hopper نامگذاری کرده است.
مطلب مرتبط: چرا ارور ۴۰۴؟!