در قسمت سوم سریال ایرانی «اغما» که در ماه رمضان هر روز
از شبکه اول سیما پخش میشود ، شاهد یک صحنه احیای قلبی ریوی بودیم که بیشک دیدنش
برای هر پزشکی میتوانست جالب باشد.
در سریال اغما که به کارگردانی سیروس مقدم و نویسندگی داریوش
مختاری تولید شده است ، امین تارخ نقش دکتر طه پژوهان ملقب به پنجه طلایی! را بازی
میکند که همسرش ظاهرا دچار یک تومور مغزی شده است ، همسر دکتر پژوهان خواستار این
است که عملش را همسرش انجام دهد ولی دکتر پژوهان مردد است و ترجیح میدهد عمل را
همکارش انجام دهد.
نهایتا به خاطر وخامت ناگهانی حال همسر دکتر پژوهان ، وی مجبور
میشود ، عمل را خودش انجام دهد. در حالی که به نظر میرسد همه چیز به خوبی پیش
رفته به دلیلی نامعلوم در بخش ریکاوری ، همسر دکتر پژوهان دچار ایست قلبی میشود و
از همینجاست که CPR کذایی شروع میشود!:
- دکتر بیهوشی (لعیا زنگنه) که قائدتا بیشترین صلاحیت را برای شروع و اداره
CPR دارد ، منتظر ورود پزشک جراح برای شروع CPR
میشود ، وقت تلف میکند و به وضوح دست و پای خودش را گم کرده است.
- به دستور دکتر پژوهان در حالی که مانیتورینگ تعداد ضربان قلب را ۷۶ نشان می داد ،
آمپول آتروپین تزریق شد.
- بعد از شوک ، سر و سینه بیمار به بالا پرتاب میشد.
- ظاهرا شوک از روی لباس داده میشد.
- دکتر پژوهان ناامید از برگشت حیات به صورت دیوانهوار شروع به شوک دادن میکند ،
دستگاه شوک برای هر نوبت شوک باید شارژ شود و چند ثانیهای باید صرف شارژ شدن
دستگاه شود. در سریال هیچ فاصلهای بین شوکها نبود.
- خبری از ماساژ قلبی هم نبود و …
شاید بعضی از خوانندگان اعتقاد داشته باشند که نباید زیاد مته
به خشخاش گذاشت و اصلا چه لزومی دارد در سریالهای مناسبتی از این دست که غالبا با
عجله تهیه میشوند همه جزئیات به تصویر کشیده شود.
من لزوم حساسیت در این مورد را در ۳ مورد خلاصه
میکنم:
۱- در سینمای دنیا، مرحله تحقیق قبل از نوشتن فیلمنامه و سینمایی
کردن فیلمنامه اهمیت زیادی دارد. هر فیلم بسته به ژانرش مشاورها و کارشناسان زیادی
دارد ، اگر فیلمی تاریخی ساخته میشود امکان ندارد با یک تاریخدان مشاوره نشود و
مثلا در مورد لباس ، شیوه گویش و عادات عامه مردم تحقیق دقیقی انجام نشود. به طریق
مشابه اگر فیلمی یا موضوع اصلی و یا حاشیهای پزشکی ساخته شود ، امکان ندارد فیلم
کارشناس پزشک نداشته باشد. شما فکر میکنید فیلم «ذهن زیبا» بدون کارشناسی ساخته
شده است و کارگردان در مورد جان نش و کارهایش در ریاضیات و یا در مورد اسکیزوفرنی
کارشناس پزشک و ریاضیدان نداشته است و یا فیلم آیریس به
صورت تصادفی آلزایمر و پیامدهایش را آن طور هنرمندانه نشان داده است.
البته ظاهرا این سریال کارشناس پزشک داشته است!
از سوی دیگر ، تعهد فیلمسازان برای به تصویر کشیدن واقعیت چیز
مهمی است و باید آن را نوعی احترام به شعور مخاطب محسوب کرد. کم بودن سرمایه فیلم و
یا مخاطب عام داشتن آن نباید هیچگاه ، توجیهی برای کمکاری باشد.
ستارگان سینمای جهان رنج و مرارت زیادی برای وفق دادن با
کارکترهای سینماییشان میکشند. نیکول کیدمن برای ایفای نقش ویرجینیا ولف ، همه
کتابهای وی را میخواند و چپدست میشود ، رابرت دنیرو برای گاو خشمگین ۲۵ کیلو
وزن اضافه میکند ، تام کروز برای آخرین سامورایی ، مدتها هنرهای رزمی ژاپنی را
تمرین میکند و در آن مهارت زیادی پیدا میکند و برای متولد چهارم جولای مدتها با
معلولان در یک آسایشگاه سر میکند . ..
پس چرا نباید زحمت یک تحقیق مقدماتی را به خود ندهیم؟
۲- ما در جامعهای زندگی میکنیم که مردم با کتابخوانی
بیگانهاند ، منابع اطلاعاتی سهلالوصولی برای دریافت اطلاعات پزشکی و سلامت ندارند
و افسانهها و خرافاتی در مورد پزشکی و بیماریها و درمان آنها به طریقه سنتی در آن
رواج دارد. درمان و ارتقای سطح بهداشت جامعه جز با آگاهی و مشارکت دو جانبه
پزشکان و بیماران ممکن نیست.
احیای قلبی ریوی یا CPR در موارد
ایست قلبی تنفسی بیماران یکی از موارد بسیار حساس در پزشکی است. تلویزیون یک منبع اطلاعاتی مهم درباره CPR
است و قدرت و میزان تأثیرگذاری این رسانه بر کسی پوشیده نیست.
۳- صحت و درستی برداشتهای سینمایی از مقولات مرتبط با پزشکی و
سلامت ، بارها از سوی مجلات معتبر پزشکی مورد بررسی قرار گرفته است. یک نمونه:
در جستجویی که انجام دادم ، یک مقاله جالب در مجله
پزشکی NEJM
دیدم که چگونگی به تصویر کشیده شدن CPR را در سریالهای
پزشکی محبوب در آمریکا بررسی میکرد.
محققان این پژوهش جالب در مجموع ۹۷ قسمت از سریالهای پزشکی را
مشاهده کردند : ۲۵ قسمت از سریال ER
و ۲۲ قسمت از سریال Chicago Hope و
۵۰ قسمت از Rescue 911. مجموعا ۶۰ مورد CPR در این قسمت ها رخ
داده بود : ۳۱ مورد در سریال ER
و ۱۱ مورد در سریال Chicago Hope
و ۱۸ مورد در
Rescue 911.
بیشتر موارد CPR به علت تروما اتفاق افتاده
بود و ۲۸ درصد موارد به علت بیماری اولیه قلبی.
در قسمت نتیجهگیری مقاله تذکر داده شده بود که میزان موفقیت
CPRها در این سریالها بسیار بالا بوده است و ممکن است باعث
ایجاد تصورات و انتظارات غلط در مردم شود.
نوشته مرتبط: (…) ، فاجعه سریال سازی