نسخه موبایل وبلاگ‌ها

این یکی دو روزه ، دوستانی در مورد ضرورت ساختن نسخه ویژه
موبایل وبلاگ‌ها نوشته‌اند:

نسخههای موبایل وبلاگها و وب سایتهای فارسی را زودتر راه
بیاندازیم

نسخه موبایل وبلاگتان را هوا کنید

هنوز معلوم نیست ، چه زمانی اپراتور اول خدمات GPRS
خواهد داد. ایرانسل تنها گزینه کاربران ایرانی برای اتصال به اینترنت است. به تازگی
ایرانسل ،


«سیم کارت پیام رسان»

هم می‌دهد ، با ۱۰ هزار تومان می‌شود یکی از این
سیم‌کارت‌ها را خرید. منتها با این سیم‌کارت می‌شود فقط
SMS
فرستاد گرفت و از
GPRS آن استفاده کرد.

نرخ ایرانسل برای GPRS ، پنج ریال به
ازاری هر کیلوبایت است. من دقیقا نمی‌دانم تعرفه کشورهای دیگر چقدر است. اگر کسی می
داند اینجا کامنت بگذارد.

بدیهی است که استفاده از نسخه‌های ویژه موبایل به علت حجم کمتر
و سازگاتر بودن با صفحه نمایش کوچگ موبایل‌ها بسیار ساده‌تر و مقرون به صرفه‌تر
است. با توجه به این مسئله و اینکه کم‌کم استفاده کاربران بیشتری در ایران از
GPRS استفاده می‌کنند ، پس باید نسخه موبایلی وبلاگ را راه
بیندازیم.


FeedM8
که ITonline معرفی کرده
این مزیت را دارد که تصاویر کوچک از عکس‌های پست ها
درست می‌کند و موقع چک کردن وبلاگ‌ها با آن ، با یک صفحه فقط متن مواجه نمی‌شویم.

ولی این سرویس با نوشتار فارسی به سبب راست به چپ نبودن مشکل
ندارد ، برای رفع این مشکل می‌شود از سرویس فارسی آستارا
استفاده کرد.شما باید نشانی خروجی فید وبلاگ خودتان را به این سرویس بدهید تا ،
سرویس نسخه
WAP وبلاگ را درست کند. به همین سادگی!

اما در این مرحله با یک مشکل جدید مواجه می‌شویم : نشانی
WAP‌ای که این سیستم می‌دهد ، طوری نیست که بشود به حافظه سپرد.
مثلا در مورد وبلاگ من این نشانی
http://wap.r2w.ir/310
است. چاره این کار این سایت که در
cPanel
هوستمان ، این نشانی را
redirect کنیم.

پس آدرس نسخه موبایل وبلاگ یک پزشک را به خاطر بسپارید
:

http://1pezeshk.com/m

یعنی بعد از آدرس وبلاگ یک اسلش می‌گذارید و به دنبال آن
m.

 WETEWTEW.gif

من یک حساب سرانگشتی در مورد هزینه استفاده از این سرویس کردم :
نسخه موبایلی دو پست اخیر وبلاگ من که اندکی هم طولانی‌تر از معمول بودند ، ۸-۷ کیلوبایت حجم
داشتند ، پس ۴-۳ تومان خواندن هریک از آنها برای کاربر خرج در پی دارد. البته واضح
است که پست‌های کوتاه‌تر هزینه کمتری دارند.

البته من سیم کارت ایرانسل ندارم و هنوز با موبایل اینترنت را
تجربه نکرده‌ام.

مشتاقم نظر شما را بدانم. برای من جالب است که بدانم کسی وبلاگ
من را با موبایل چک کرده یا نه!

پی‌نوشت : با راهنمایی رضا مقدری ، این پست
بازنویسی شد.

مردی که جهان را نجات داد

نه! اشتباه نکنید این فرد نه یک سیاستمدار بود و نه سازمان
بین‌المللی.

برای اینکه این پست را شروع کنم باید داستان را از اول مرور
کنیم و به تاریخ اول سپتامبر سال ۱۹۸۳ برگردیم:

اول سپتامبر سال ۱۹۸۳ بود و جنگ سرد بین ابرقدرت‌های جهان
-شوروی و آمریکا- با شدت تمام دنبال می‌شد. یک هواپیمای خطوط هوایی کره از فرودگاه
جان اف ‌کندی نیویورک به مقصد سئول کره جنوبی حرکت می‌کرد.

در نیمه راه ، هواپیمای مسافری به اشتباه وارد حریم هوایی شوروی
شد. جت‌های روسی به این هواپیما نزدیک شدند. خلبانان جت‌های روسی نمی‌دانستند که
هواپیما حاوی مسافرهای عادی است ، آنها به هواپیما اخطار کردند که اگر خودش را
معرفی نکند ، به آن شلیک خواهند کرد ولی در نهایت پاسخی دریافت نکردند.

گفته می‌شود در واقع پرسنل پرواز هواپیما اخطار جنگنده‌های روسی
را دریافت نکرده بودند ، البته تا به امروز تئوری‌های زیادی در این مورد وجود دارد.
یک ساعت گذشت و جت‌ها همچنان ، هواپیما را همراهی می‌کردند تا اینکه از مقامات روسی
دستور رسید که هواپیما نابود شود. این کار انجام شد و در نتیجه ۲۶۹ مسافر کشته
شدند.

 great man.jpg

بعد از اینکه همه متوجه فاجعه شدند ، مقامات روسی سعی کردند عمل
خود را توجیه کنند ولی رونالد ریگان رییس جمهور وقت آمریکا روس‌ها را بربر دانست و
کار آنها را «جنایتی علیه بشر که نباید فراموش شود» تلقی کرد.

تنش بین ابرقدرت‌های به حداکثر خود رسیده بود و نظامیان هر دو
جبهه در حالت آماده‌باش نظامی قرار گرفته بودند.

در یک شب سرد در ۲۶ سپتامبر سال ۱۹۸۳ ، استانیسلاو یوگرافوویچ
پتروف
– یک سرهنگ دوم نیروهای موشکی استراتژیک- سر کارش بود او به جای همکارش که به
علتی نتوانسته بود در محل کار ظاهر شود ، پست می‌داد و آسمان شوروی را پایش می‌کرد.

کمی از نیمه‌شب گذشته بود که پتروف هشداری از یک کامپیوتر گرفت
: یک موشک اتمی از سوی آمریکا شلیک شده و مقصدش مسکو است.

پروتکل نظامی از پیش تعریف‌شده روس‌ها در چنین شرایطی این بود
که همه سلاح‌های اتمی برای انجام یک ضد حمله به صورت سریع و آنی فعال شوند و پس از
آن به مقامات نظامی و سیاسی اطلاع داده شود.

صدای آلارم‌ها در پناهگاهی که پتروف در آن بود به گوش می‌رسید و
نورهای قرمز به نشانه شناسایی موشک اتمی آمریکایی‌ها به وسیله ماهواره‌های روسی همه
جا روشن بودند.

ولی پتروف حس می‌کرد هشدار کامپیوترها درست نباشد ، او فکر کرد
که اگر آمریکا واقعا قصد حمله به شوروی را داشته باشد از همه موشک‌هایش استفاده
می‌کند و با پرتاب صرفا یک موشک ، فرصت ضدحمله را به روس‌ها نمی‌دهد.

 great man (1).jpg

لحظاتی بعد استرس در پناهگاه بیشتر شدو همه افسرها در تشویش
بودند چرا که کامپیوترها ، موشک‌های دوم ، سوم ، چهارم و پنجم را هم شناسایی کرده
بودند.

پتروف دو راه پیش رو داشت : به غریزه‌اش اعتماد کند و همه
اخطارهای کامپیوترها را ناشی از اشتباه آنها بداند و یا طبق پروتکل نظامی ، سیستم
موشکی شوروی را فعال کند و آغازگر جنگی شود که بی‌شک موجب مرگ میلیون‌ها نفر
می‌شود.

پتروف کار اول را انجام داد. با گذشت دقایقی معلوم شد که حق با
پتروف بوده است. همه اینها ناشی از خطای کامپوتر و نقص در یک قطعه چند دلاری بود.
پتروف حالا یک قهرمان بود ، او از جنگ اتمی پیشگیری کرده بود ، افسران دور و برش
، تصمیم شجاعانه او را ستودند.

ولی مقامات کرملین اینگونه فکر نمی‌کردند ، او به هر حال از
پروتکل نظامی تخطی کرده بود ، اگر تصمیم او اشتباه از آب در می‌آمد ، جان میلیون‌ها
نفر از شهروندان شوروی را به خطر می‌انداخت. بنابراین تصمیم گرفته شد که پتروف به
بازنشستگی پیش از موعد برود ، با حقوقی حدود ۲۰۰ دلار در ماه!

تا سال ۱۹۸۸ به خاطر حفظ اسرار نظامی کسی از تصمیم قهرمانانه
پتروف آگاه نشد ، در این زمان یکی از افسران حاضر در آن پناهگاه کتابی در مورد
واقعه نوشت و همه چیز را توضیح داد.

قرار است در سال ۲۰۰۸ مستندی با عنوان «مردی که دنیا را نجات
داد» ساخته شود.

 great man (2).jpg

هیچ کس نمی‌داند که اگر پتروف ،آن افسر ۴۴ ساله‌ ،آن شب در آن
پناهگاه نبود ، چه اتفاقی می‌افتاد و باز کسی نمی تواند حدس بزند اگر همکار آقای
پتروف آن روز در شیفت خودش حاضر می‌شد چه تصمیمی می‌گرفت ولی مسلم است که پتروف
بیشتر از هر شخص دیگری باعث نجات جان انسان‌ها شده است.

شاید اگر ان تصمیم پتروف نبود ، الان من و شما در پشت
مانیتورهایمان در حال نوشتن و خواندن این پست نبودیم.

منبع

گراند راند وبلاگ‌های آی‌تی

پزشکهای آمریکایی وبلاگ‌نویس ، مدت های زیادی است که چیزی
برگزار می‌کنند به نام : گراند راند.

هر هفته یک وبلاگ داوطلب می‌شود تا پست های برگزیده و جالب
وبلاگ‌نویس‌های پزشک را انتخاب و مرتب کند و در قالب یک شبه‌مجله در یک پست منتشر
کند ، بعد همه وبلاگ‌های دیگر به آن گراند راند لینک می‌دهند.

ما هم می‌تواینم همین کار را بکنیم ، فایده‌اش این است که :
- وب‌گردی گه یک هفته وبلاگ‌های آی‌تی را مرور نکرده ، با مطالعه یک پست می‌تواند
مهمترین تحوالات آی تی هفته را مرور کند.
- به مرور این پست‌های گراند راند ، به عنوان چکیده‌ای از فعالیت‌های
وبلاگ‌نویس‌های آی‌تی ، ارزش زیادی پیدا می‌کند.
- در بالا بردن ترافیک وبلاگ‌ها هم مؤثر است.

مثالی درباره قالب و فرمت پیشنهادی من:

سرمقاله : این هفته وبلاگ یک پزشک افتخار میزبانی گراند راند
وبلاگ‌های آی‌تی را دارد. در هفته‌ای که گذشت شاهد تحولات زیادی در زمینه فناوری
اطلاعات بودیم …

نرم‌افزار : نسخه جدید مروگر فایرفاکس عرضه شد. وبلاگ زیر خط
آی‌تی ویژگی‌های این مرورگر را مرور کرده است.

وب ۲ : مزیدی در دو پست زیر مروری داشته است بر دو شبکه اجتماعی
جالب.

سرگرمی : ببنید چقدر معتاد وبلاگ‌نویسی هستند. وبلاگ … مطلبی
در این مورد نوشته است.

حتی می‌شود یک کاور برای هر گراند راند طراحی کرد که گراند راند
بیشتر شبیه یک مجله شود.

صفحه 1 از 1612345»...آخر »