۲۰ اسفند ۱۳۸۵
همین الان یعنی ساعت ۱۰:۵۰ دقیقه فیلم ۳۰۰ را در گوگل جستجو کردم ، سایت
۳۰۰themovie.info فعلا به عنوان ۲۷مین نتیجه جستجو به کاربران معرفی میشود.
البته افزایش رنک این سایت با ایندکس شدن همه صفحات وبلاگهایی که به آن لینک
دادهاند ، قابل پیشبینی است.
اما خبر دوم مربوط میشود به آمار مشاهده و بازدید از صفحه فیلم ۳۰۰ در
ویکیپدیا : با رفتن به اینجا میتوانید ،
۱۰۰ صفحه پربازدید
ویکیپدیا را ظرف ۱۰ روز گذشته ببنید. همانطور که ملاحظه میفرمایید ، صفحات مربوط
به فیلم ۳۰۰ و نبرد ترموپیل در صدر صفحات پربازدید ویکیپدیا قرار گرفته است.
همین موضوع میتواند اهمیت اضافه کردن مطالبی را به این صفحات از سوی ما نشان بدهد.
در عین حال دیدن این صفحه میتواند از جهات دیگر هم جالب و مفید باشد.
۲۰ اسفند ۱۳۸۵
در وبلاگستان به این بزرگی چرا کسی از شاهکار لیونل مسی چیزی
نمینویسد؟! میلان - اینتر امشب را هم از دست ندهید ، من که دلم میخواهد میلان
ببرد.

پینوشت : ای آقا مسابقه برخلاف همیشه که شب برگزار
میشده ، عصر برگزار شده و تلویزیون به سبب یک مسابقه خیلی خیلی مهم فوتبال! آن را
با تأخیر پخش کرده ، اینتر هم گویا ۲ به ۱ برده.
۱۹ اسفند ۱۳۸۵
پستی که دو روز قبل در مورد فیلم ۳۰۰ نوشه بودم ، واکنشهای
اکثرا موافقی را به همراه داشت ، من از همه دوستانی که به نوعی با گذاشتن کامنت و
ارسال میل ، حمایت ضمنی خود را اعلام کردند ، متشکرم ولی ترجیح میدهم در این پست ،
نظرهای مخالف و بهتر بگویم "متفاوت" و در عین حال سازنده عدهای از دوستان خوبم را هم مطرح کنم.
راستش آن نوشته را صبح روز پنجشنبه نوشته بودم و غروب آن روز
پابلیش کردم ، در این فاصله ، خود من هم متوجه شدم که باید توضیحاتی به این نوشته
افزود و در پارهای از موارد بعضی از جملات را اصلاح کرد.
سولوژن عزیز که همواره به وبلاگ من لطف دارند
نوشتهاند که چون فیلم تازه اکران شاده و طبعا هیچ کدام از ما فیلم را ندیدهایم ،
نوشتن نقد درباره آن اصلا شایسته نیست ، و به علاوه فیلم در ژانر فیلمهای تخیلی
قرار میگیرد و نه فیلمهای تاریخی واقعگرایانه. به علاوه چه میشود یک بار هم
کاراکترهای منفی یک فیلم ایرانیها باشند.
اما همکار عزیزم ، دکتر مزیدی هم پست جالبی
در نقد واکنش شتابزده نسبت به فیلم ۳۰۰ دارند. ایشان هم
عقیده دارند دیدن تکههایی از فیلم و یا تریلر آن در سایتهای اشتراک ، نمیتواند
تصویری کامل از فیلم در اختیار ما بگذارد. ایشان در ادامه در مورد تأثیرگذاری بمب
گوگلی تردید کردهاند و نوشتهاند :"چند نفر از بینندههای فیلم ۳۰۰ به گوگل
میایند تا ۳۰۰ را سرچ کنند؟هنوز در بین پراستفادهترین وبسایتها در امریکا
نیویورک تایمز و واشنگتنپست نیز قرار دارند.برای انها کاری کردهایم؟ایا
نمیتوانیم با ارسال ایمیل یک سطر خبری از انها بدست اوریم؟چرا به سایت دیگ digg
فکر نکردهایم؟فقط کافی است یک بار در صدر اخبار دیگ قرار گرفت! میخواهید بر روی
نسل “تین ایجری” اثر بگذارید؟ انها فقط به مایاسپیس اعتماد دارند.برای تاثیرگذاری
در انجا چه پیشنهادی دارید؟ ما همیشه مینالیم که از گذشته پرشکوه ایران هیچ
نمیگویند.خب در این مورد در ویکیپدیا مطلبی به زبان انگلیسی نوشتهایم تا جهانیان
را به انجا راهنمایی کنیم."
اما پسر فهمیده ، هم پست خوبی در مورد این
مورد دارد. ایشان در ابتدای پست ، ویرایش ویکیپدیا و دادن رأی منفی در سایتهای
مانند IMDB را مصداق خرابکاری و کاری غیرمسئولانه
دانستهاند. در ادامه ایشان متن نقدهای روزنامههای نیویورک تایمز و واشنگتن پست را
آوردهاند و نشان داده اند که فیلم از نگاه "منقدان خبره فیلم" ، اثری باارزش محسوب
نمیشود و در کل با توجه به برآیند نقدهای منفی و مثبت ، این فیلم ، در رده متوسط
قرار میگیرد و نه بیشتر.
در ادامه این نوشته سعی می کنم نکات و مطالبی را که در مورد این
فیلم به نظرم میرسد و همچنین نظراتم را در مورد نقطه نظرهای متفاوت دوستان بنویسم:
چرا این فیلم برخورنده شد؟
علت جبههگیری و واکنشهای سریع "وبلاگستانیها" چیست؟ چرا در حالی که اکثرا
فیلم را ندیدهایم بمب برای آن مهیا میکنیم؟ مگر کم هستند فیلمهای جدی و یا تخیلی
که در آن آلمانی ، انگلیسی و آمریکایی بد داریم؟ اصلا فیلمی متوسط ، که از دید
منتقدان فیلم و افراد تحصیلکرده ، فیلمی ارزشی نیست ، چه اهمیتی دارد؟
به گمان باید پاسخ را باید در "خودانگاره"مان جستجو کنیم ، آنقدر در طول
سالها و قرون ، ایران و ایرانی در مرتبهای پایین قرار گرفته و چنان در گذرگاه
تاریخ از سوی اقوام مختلف تحقیر شده است ، که روحمان حساس شده است.
خودمان با غلو کشورمان را کشور هنر و ادب و علم میخوانیم ، هر گاه احساس کمبودی
میکنیم نبش تاریخ میکنیم و به گذشته پناه میبریم ، از هر رویداد فرهنگی و هنری
که در آن به نوعی از ایران و تاریخش تجلیل میشود استقبال میکنیم و ذوقزده میشویم
، وقتی نمایشگاه "تمدن فراموششده" برگزار میشود ، مثل این است که هدیهای از عالم
غیب برای ما فرستاده شده است.
اما در همین زمان و در علم واقع که بسیار متفاوت با خودساخته های ذهنی ماست ، عموم
غربیان نظری متفاوت درباره جایگاه ایران دارند.ما با بازتابهای چنین نگاه
منفیای هر روز برخورد میکنیم ، سعی میکنیم فراموششان کنیم ، از کنارشان بگذریم و
آنها را به ناخودآگاه بفرستیم:
میآییم رمان بخوانیم و کتاب پرفروش "عطر سنبل ، عطر کاج" را در دست میگیریم
، میبینیم که نویسنده آرزو داشته برخوردی ماند فرانسویان با ایرانیها بشود ،
میآییم وبگردی کنیم ، میبینیم ، لینکی دادهاند به سایتی که عکسهایی از تهران
در آن منتشر شده ، کامنتگذارها در زیر عکسها با شگفتی ابراز نظر کردهاند که
ایران و پیست ایسکی و برف؟! ، ایران و بزرگراه؟ ، ایران و فروشگاههای بزرگ؟ ایران
و ورزش بانوان؟! پای صحبت از فرنگآمدهها مینشنیم و میبینیم گرچه دوست ندارند از
سختیهای فرنگ بگویند ولی از برخورد فرنگیها دلچرکیناند و..
درست در چنین شرایطی است که آستانه تحملمان پایین میآید و عنان اختیار از دست
میدهیم و با فیلمی "فانتزی و متوسط" ، برخوردی انقلابی و از سر "جوگیری" ، به
اعتقاد دوستان میکنیم.
مشاهده ادامه مطلب »