فیدی که فیدمان نکرد

- در روزنوشت هم برایتان نوشته بودم که خروجی فید پرشین‌بلاگ
مشکل جدی پیدا کرد ، هر بار که فید یکی از وبلاگ‌های پرشین‌بلاگ را چک می کنید ،
انبوهی از فیدهای وبلاگ‌های دیگر را می‌بینید. خودتان در مورد یکی دو وبلاگ تست
کنید.

- این روزها عکسی از یک سمینار پزشکی و بازی
ورق به ظاهر یکی از شرکت‌کنندگان آن
در حین انجام سخنرانی یک از سخنرانان
در یکی از سایت‌ها منتشر شده ، ولی باید متذکر شد که فرد مزبور تنها مسئول فنی
اسلاید و سایر ابزارهای نمایش بوده است و بس و اصولا مهمانان کنفرانس‌های پزشکی
راه‌های بهتر و آبرومندانه‌تری برای نجات از خستگی و سخنرانی‌های کسالت‌آور دارند:
- خروج مردانه و بی‌تعارف از کنفرانس
- چرت زدن با چشم‌های باز

- ویندوز ویستا هم ظرف روزهای آینده وارد بازار می‌شود ،
به قول فارس‌تک با همت برادران روس که در همه حال یار و همراهمان بوده است ، انشاء‌ الله به زودی شاهد نسخه‌های کرک شده این ویستا در نرم‌افزارفروشی‌ها ، کنار خیابان
و سر کوچه و گذر خواهیم بود.

- متأسفانه این ماه هم پهنای باند کم می‌آورم. پس در
روزهای آخر ماه میلادی جاری باز هم وبلاگ من را نخواهید دید.

- بعد از دیدن سولاریس سودربرگ به این نتیجه رسیدم که
باید حتما سولاریس تارکوفسکی را پیدا کنم و ببینم. احتمالا درباره «سولاریس» اگر
فرصت شود ، خواهم نوشت.
آه ، ای استانیسلاو لم عزیز! آن زمانی که خاطرات یون تیخی‌ات را می‌خواندم ، فکر
نمی‌کردم اینقدر نویسنده خوبی باشی. خودمانیم آن روزها از اینکه «دانشمند» در صفحه
داستان‌های علمی - تخیلی از تو داستان گذاشته ، ناخشنود هم بودم. از آسیموف و ری
برادربری به مراتب بیشتر خوشم می‌آمد.
آن زمانی که چندتایی شدن تیخی را هنگام گذر از کنار یک سیاهچاله می‌خواندم ، به
تنها چیزی که فکر نمی‌کردم این بود که لم داستان دیگری با همین مضمون با اندکی
تفاوت نوشته باشد که اینقدر بحث فلسفی و اخلاقی پیدا کرده باشد و دو کارگردان بزرگ
دو روایت از آن را بسازند.

صفحه 7 از 7« اول...«34567