مصاحبه businessweek با سالار کمانگر ، جوانترین مدیر شرکت گوگل

سالار کمانگر در سال ۱۹۹۹ از دانشگاه استانفورد در رشته بیولوژی
فارغ‌التحصیل شد و در عرض ۷ سال توانست به یکی از کارکنان کلیدی شرکت گوگل مبدل
شود. در میان موفقیت‌های وی در این شرکت می‌توان به نوشتن نخستین پلان تجارتی و
مشارکت در طراحی سیستم آگهی‌های گوگل
Adwords اشاره کرد.
سیستم آگهی‌های کلمه‌ای هوشمند گوگل ، یکی از رموز موفقیت تجاری این شرکت بوده است.
سالار کمانگر ۲۹ ساله ، در حال حاضر جوانترین مدیر گوگل محسوب می‌شود.

همین امروز سایت مجله معتبر businessweek متن مصاحبه‌ای
را که با کمانگر ترتیب داده بود ، منتشر کرد ، که توجه شما را به ترجمه این مصاحبه
کوتاه جلب می‌کنم:

شما متخصص رشته بیولوژی هستید ، چطور سر از دنیای فن‌آوری
درآوردید؟

اوایل که به مدرسه می‌رفتم ، بسیار مشتاقانه خیال پزشک شدن را در سر می‌پروراندم ،
تا اینکه زمانی را به تماشای طبابت پزشکان اختصاص دادم. از آن به بعد بسیار مشتاق
شدم که دانشمند شوم. ولی روز به روز بیشتر متوجه می‌شدم که این کار هیجان‌آور نیست.
بعدها وقتی دو هفته به صورت پاره‌وقت در گوگل مشغول شدم ، فهمیدم که اعمالی که این
کار من را با آنها درگیر می‌کند ، به من انرژی می‌دهد. درسی که من آموختم این بود
که تنها تصور و خیالی که از یک کار داریم کافی نیست و باید از اینکه یک حرفه به
صورت روزانه هیجان و انگیزه لازم را فراهم می‌کند ، مطمئن شویم.

جوانترین مدیر گوگل بودن ، چه احساسی دارد؟
من به این قسمت &quotجوانترین" فکر نمی‌کنم. ما توان فکری یک گروه شروع‌کننده را با
منابع یک شرکت بزرگتر داشتیم. اگر فارغ‌التحصیل دانشگاه باشی و نخستین کارت را شروع
کرده باشی ، به دنبال سلسله‌مراتب نیستی ، حتی اگر انرژی و جاه‌طلبی زیادی داشته
باشی ، این حس و حال چندان کارهایت را تحت‌تأثیر قرار نمی دهد.

آیا تجربه بعدیت از آنچه نخست در گوگل احساس می‌کردی ،
متفاوت بود؟

من توانستم سریع پیشرفت کنم ، چون زود شروع کردم ، کارمندی که امروز کارش را شروع
کند ، تجربه من را نخواهد داشت. در مورد کسانی که کارشان در گوگل آغاز نکرده اند ،
گوگل جایی است که می‌توانند در آن متفاوت شوند و مورد توجه قرار گیرند.

قسمت مورد علاقه کارتان چیست؟
بودن در اتاقی که در آن گروهی از افراد خلاق هستند و تو می‌توانی با آنها
موافق و یا مخالف باشی و  درباره بهتر کردن محصولات یا وضعیت داد و ستد صحبت
کنی.

توصیه‌ات برای فارغ‌التحصیلان جدید که به دنیال کار هستند
چیست؟

بعد از اینکه تحصیلاتتان را به اتمام رساندید ، خودتان را با مشغله ذهنی پیدا کردن
یک کار عالی در یک جای عالی نگران نکنید ، چون بخت کمی دارید که بتوانید هر چیزی را
پیش‌بینی کنید ، به جای آن در پی آن باشید که نوع حرفه مناسب را پیدا کنید. به این
ترتیب موقعیت بهتری برای شناساندن خود و به پایان رساندن کارتان در یک شرکت مناسب
خواهید داشت. خیلی بیهوده است که در پی پیشبینی کردن "گوگل آینده" باشید. من شانس
آوردم ، ولی توانستم نوع حرفه‌ای را که به آن اهمیت بدهم بشناسم و سریع رشد کنم.

پی‌نوشت : ترجمه ساده نیست. مثلا نمی‌دانم وقتی "گوگل
آینده" را نوشتم ، که ترجمه کلمه به کلمه "
the next google"
بود ، همه متوجه منظور شدند یا نه. در این مورد منظور شرکتی است که در آینده همان
مقام و جایگاهی کنونی گوگل را از آن خود خواهد کرد. احتمالا اگر مترجم می‌شدم ، متن
ترجمه‌ام پر می‌شد از پانوشت‌های طولانی‌تر از خود ترجمه!
به هرترتیب مصاحبه نسبتا جالبی بود و نصیحت‌های خوبی هم داشت که می تواند به کار
همه‌مان بیاید. مثل اینکه گوگلی‌های ایرانی کم نیستند!

توصیه‌های جدید برای آزمایش HIV

در گذشته آزمایش HIV
(ویروس نقص ایمنی انسانی) ، به بیمارانی که در خطر
بالای آلوده شدن به آن بودند و یا در مناطقی با شیوع بالای
HIV
زندگی می‌کردند ، توصیه می‌شد. پیشنهادهای کنونی که از سال ۲۰۰۵ به مردم
می‌شود این است که این تست‌ها به عنوان جزئی از اقدامات حفظ سلامت جامعه ،
به صورت معمول و داوطلبانه انجام شوند و بر اساس میزان خطر انجام نشوند.

پزشکانی که در سطوح مقدماتی فعالیت می‌کنند ، باید هر یک
تا دو سال آزمایش
HIV را برای هر بیماری که از لحاظ
جنسی فعال است ، در نظر داشته باشند ، حتی اگر این بیمار شریک جنسی یکسانی
در طی این مدت داشته باشد. اگر شخصی شریک جنسی‌اش را عوض کرد ، آزمایش
HIV باید هر سال در مورد وی انجام شود.

تصور می‌شود آزمایشات معمول HIV به
اندازه کولونوسکوپی ،
برنامه‌های ترک سیگار و
واکسیناسیون ویروس هپاتیت
B به صرفه باشند. به
علاوه تشخیص زودهنگام
HIV ، امکان امید به زندگی
بالاتر و میزان انتقال پایین‌تر
HIV را می‌دهد.
مزیت جانبی دیگر این است که آزمایشات معمول
HIV
می‌توانند ننگ و عاری را که هنگام دادن آزمایش
HIV
بر آزمایش‌دهنده تحمیل می‌شوند ، بکاهند.


در حال حاضر یک نفر از هر چهار نفری که به HIV
مبتلاست ، از آلوده بودن خود آگاه نیست و در نتیجه این افراد تحت مراقبت و
درمانی قرار نمی‌گیرند و از خدمات پیشگیری استفاده نمی‌کند ، یعنی همان
اقداماتی که آنها برای سالم ماندن و محافظت از شرکای جنسیشان به آنها
نیازمندند.

برای پیدا کردن مرکز آزمایشگاهی نزدیک محل اقامت‌ خود برای
آزمایش
HIV ، به اینجا بروید.

منابع:


Clinical Infectious Diseases, Volume 40 (2005), 1037-1040


NEJM, Volume 352 (2005), 570-585
MMWR June 27, 2003 / 52(25);581-586


ترجمه شده از : Dr. Razavi's Good to Know Info

نرگس ، سریالی برای تحمیق خلق

اول - در بخش اورژانس : ۲۵ ساله به نظر می‌رسید ، لاغر و
رنگ‌پریده ، با همان نگاه اول معتاد بودنش مشخص بود ، با خودم گفتم حتما برای گرفتن
دیازپامی ، چیزی آمده. روی صورتش ضایعات پوستی عجیب  و غریبی بود ، آدم
ناخودآگاه به ایدز و عوارض پوستی‌اش فکر می‌کرد.
- دکتر برام سفالکسین نوشت ، گفت بخورمشون ببینم چطور می‌شم.
- آزمایشم دادی؟
- نه ، دکتر گفت ، ولی گرونن.
می‌دانستم که بدون ویزیت وارد مطب شده ، یعنی وضعیتش طوری بود که پول ویزیت هم
نداشت و چه کسی با آن وضعیت اعتیادش می‌توانشت به او اعتماد کند و پول قرضش دهد؟

دوم - سریالی برای تحمیق خلق : نمی‌خواستم این مطلب را
بنویسم ولی چاره‌ای نبود. راستش این مدت شب‌هایی که کشیک بودم ، دقایقی از سریال
محبوب! نرگس را دیدم و راستی چقدر هم که این سریال طرفدار داشت. اینها نمونه شرح
حال بیمارهایم است:
- داشتم سریال نرگس را نگاه می‌کردم که دیدم تنفسم تند شده …
- داشتیم سریال نرگس را نگاه می‌کردیم که یه دفه دیدیم مادرمون از حال رفته …
- قبل از نرگس ، یه چیزی خورده بودم دکتر …

همراهان مریض‌ها در اورژانش با چه شوق و علاقه‌ای نرگس نگاه می‌کردند. پرستارها
مخصوصا پرستارهای زن ، از همه به این سریال معتادتر بودند. البته پرستارهای مرد دل
خوشی از این سریال نداشتند ، گویا خانم‌هایشان بعد از اتمام سریال ، متوجه وجه پلید
همه مردها می‌شدند و کم‌محلی‌ها شروع می‌شد! چه دشنام‌هایی که روانه جناب شوکت
نمی‌کردند.

اینها را نوشتم تا تأکید کنم که به هر دلیل سریالی که ضعف‌های
عمده داشت ، در جامعه ما اینقدر محبوب شده بود ، راستی جامعه‌شناسی نیست که
بدسلیقگی مزمن جامعه ایرانی و چرایی جوگیر شدنش را آسیب‌شناسی کند؟ از نوشتن درباره
همه ضعف‌های عمده  فیلم مانند نوع شخصیت‌پردازی ، نگاه سیاه و سفید ، عدم
رعایت توازن و منطق ، آگهی‌های میان‌برنامه‌ای! صرف‌نظر می‌کنم.

اما از لحاظ پزشکی این سریال یک فاجعه تمام‌عیار محسوب
می‌شد ، سریالی بود که یکسری باورها و اعتقادات غلط را ترویج می‌کرد ، شنیدن صدای
جنین با گوشی معمولی پزشکی و پاره ای از موارد دیگر ، همه قابل اغماض بودند ، اما
سریال وقتی بدآموز شد که نگاه ویژه‌اش را به ایدز دیدیم.

ادامه این مطلب

مشاهده ادامه مطلب »

صفحه 2 از 17«12345»...آخر »