روزنامه نیویورکتایمز امروز یک مقاله چند رسانهای
جالب درباره پخش موسیقی هنگام اعمال جراحی در سایت خود قرار داده است ،
با عنوان " هنگام جراحی آبا را ترجیح میدهید یا وردی؟"
مقاله طولانی است و اینطور شروع
میشود:
" دکتر مارک بسلر در اتاق عمل ۷
مشغول عمل است. در حالی که دارد برای رسیدن به کلیه ، طحال را کنار میزند ، آهنگی
از "کلدپلی" به نام "White Shadows"
در زمینه ، زمزمه میشود. رزیدنتی بافتی را نزدیک کلیه میبرد ، ترانه "واترلو" از
"آبا" ، آهنگ بعدی است.
عصر سهشنبه در راهرو ، دکتر
ویلیام اینابت یک جراح غدد درون ریز ، برای ایجاد شکافی در گردن بیمار آماده میشود
، آیپاد وی Traviataی "وردی" را
پخش میکند."
بیشتر جراحان میگویند گوش کردن
موسیقی ، تمرکز و قدرت آنها را برای انجام اعمال طولانی ، افزایش میدهد. در بیشتر مقاله نام گروهها و
خوانندههای مختلف مورد علاقه جراحان آمده است.
" برای هر عملی نوع خاصی
ازموسیقی ترجیح داده میشود ، موسیقی راک اند رل برای عملهای معمولی و ساده و
موزارت برای عملهای پیچیدهتر ، یک ورژن خاص هم برای مرحله سوچور بعد از اتمام عمل
وجود دارد."!!
یکی از پرسنل اتاق عمل در حال
عوض کردن سیدی:
میتوانید یک قطعه کوتاه صوتی
از سر و صداهای اتاق عمل را در هنگام پخش موسیقی در اینجا گوش کنید.(۴۱۱
کیلوبایت)
چندان اطلاعی از موارد مشابه در
ایران ندارم ، سوت زدن و زمزمه کردن جراحان را شنیدهام و دیدهام ولی دیگر موارد
را نه.
تصور کنید ، در اتاق عملی در
ایران موسیقی پخش شود (حالا نوع کلاسیکش نه انواع دیگر!) و بعد بیمار دچار مشکل شود
، چه بر سر پزشکان و پرسنل میآید؟!
چند
روزی است که دارم روی ویژهنامه "پزشکی و وبلاگ" برای یکی از مجلههای پزشکی کار
میکنم ، در یکی از قسمتها به معرفی سرویسهای داخلی و خارجی رایگان وبلاگ
پرداختهام ، و بعد از معرفی هر سرویس به هر کدام از آنها نمره داده بودم ، به
پرشینبلاگ داده بودم ، ۴ از ۱۰ ! ، خوب الان باید نمرهاش را بالا ببرم و بدهم ۵ از
۱۰!
دارم به سرعت وبلاگهای فید
وبلاگهای پرشینبلاگ موردعلاقهام را به خبرخوانهایم اضافه میکنم و همچنین به
اکامنتم در Squeet . Squeet را که حتما میشناسید ، سایتی است
که فید وبلاگهای موردعلاقه شما را میگیرد و بعد از بهروز شدن آنها بلافاصله ،
مطلب بهروز شده آنها را به آدرستان میل میکند.
خودمانیم اگر راه چارهای وجود
داشت ، پرشینبلاگ آن تبلیغهای فلش بزرگش را به فید وبلاگها هم اضافه میکرد!
اول : یکی دو روز پیش بیماری به اورژانس مراجعه کرده بود ، درد
زانو داشت و میخواست همکارم برای عکس رادیولوژی بنویسد. در شلوغی اورژانس به
چهرهاش که دقت کردم ، دیدم ، روزاسه دارد ، آن هم نوع شدیدش را. در چهرهاش آثار
خجالت و شرم هویدا بود. راستش خیلی میخواستم ، سؤالاتی درباره بیماریش از وی بپرسم
، علایمش را بپرسم و اینکه تا حالا چه درمانهایی انجام داده
، ولی هم بیمار از نگاه من معذب شده بود ، هم اورژانس خیلی شلوغ بود و هم از برخورد
بیمار با خودم مطمئن نبودم ، تازه شاید ، انواع درمانها را رویش پیاده شده بود و
نتیجه نگرفته بود ، بعلاوه اصلا بیمار مریض مستقیم من نبود. خوب ، تا وقتی خود
بیمار نخواهد ، نمیشود ، کاری را به وی پیشنهاد کرد ، آن هم کاری که شاید بودجهاش
را نداشته باشد و یا اینکه انجام داده و نتیجه نگرفته باشد.
روزاسه یک بیماری مزمن پوستی است که در مراحل اولیه قسمتهای
مرکزی صورت را درگیر میکند و مراحل بهبود و درگیری مجدد دارد. علایم پوستیش شامل
برافروختگی ، اریتم ، ادم ، تلانژکتازی ، پاپول ، پوسچول و ضایعات چشمی و رینوفیما
است. این بیماری چندان ناشایع نیست ، و در یک بررسی اپیدمیولوژیک که در سوئد انجام
شده ، ۱۰ درصد جمعیت را درگیر میکند(البته این ۱۰ درصد هم شامل انواع خفیف میشود
و هم انواع شدید) ، در هر سنی اتفاق میافتد ولی معمولا بعد از ۳۰ سالگی تظاهر پیدا
میکند.
بیماری که مراجعه کرده ، نوع شدید بیماری را داشت ، یعنی اینطوری بود. خوب ، بیماری درمان قطعی ندارد. یکسری درمانها شامل درمانهای دارویی
موضعی ، آنتیبیوتیکی و لیزرتراپی برای آن وجود دارد.
تکستمان را خواندم ولی چیز زیادی دستگیرم نشد، خلاصه نوشته بود ، خدا پدر گوگل
را بیامرزد ، یک سایت خوب در مورد بیماری پیدا کردم که تنها به
این بیماری پرداخته و اطلاعات بسیار دقیقی دارد ، از وقتی گوگل به جستجوی موضوعات
پزشکی توجه خاص پیدا کرده و لطف خود را مشمول حال پزشکان کرده ، جستجوی پزشکی در
گوگل ، حال بیشتری نصیب ما میکند. به خصوص که در بالای نتایج جستجو ، آلترناتیوهای
دیگری هم برای جستجو پیشنعاد میشود ، مثلا : علایم بیماری ، درمان آن ، اطلاعات
ساده برای بیماران و …
دوم : یک پسر ۲۰ ، ۲۵ ساله وارد اورژانس شد و خواست برایش
آزمایش گروه خون بنویسم ، فکر کردم یا برای خدمت سربازی و کارت پایان خدمتش
میخواهد و یا اینکه میخواهد از لحاظ ناسازگاری Rh با
خانمش چک شود. اما ، نه! میخواست کلیهاش را بفروشد. به چهرهاش نگاه کردم ، نه
معتاد به نظر میرسید و نه آثار رنج و فقر از آن هویدا بود. آزمایش را نوشتم. با
خودم فکر کردم ، اصلا میداند میخواهد چه کار کند ، کسی برایش توضیح داده که چه
کند. دو سه دقیقه بعد برگشت و گقت پول آزمایش هم ندارد. از فرصت استفاده کردم و کمی
برایش در مورد پیوند توضیح دادم ، چندان توجهی نکرد و خواست برایش کاری کنم. به
جایی معرفی کردمش تا کمکش کنند. کسی میداند قوانینی برای اهدای اعضای بدن در ایران
وجود دارد یا نه.
سوم : این هم برای شوخی و برای اینکه به تفکرات عمیق فلسفی فرو
نروید. در ویدئویی که ملاحظه میفرمایید ، مرد عرب با زبانی فصیح و با ابزار
پیشرفته انفورماتیکی درباره تفاوت اساسی زنان و مردان سخنرانی میکنند و توضیحات
مبسوطی ارائه میکنند. از هرگونه ابراز نظر در مورد ویدئو به دلایل امنیتی خودداری
میکنم: