۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵
یکی از مطالبی که همواره دوست
دارم درباره آن بنویسم ، "سینما و پزشکی" است ، اصلا کمتر فیلمی را میتوان یافت که
به نوعی به مبحث "بیماری" در آن پرداخته نشده باشد ، حال این بیماری میتواند یک
بیماری جسمی باشد یا روانی.
فیلمهایی که به اختلالات روانی
میپردازند ، در صورت داشتن یک ساختار خوب ، همواره با اقبال منتقدان مواجه شدهاند
و شانس زیادی برای درو کردن جوایز جشنوارههای معتبر از کن گرفته تا اسکار ، دارا
هستند.
امروز در روزنامه
glob and mail ،
مقاله جالبی دیدم که به بررسی نگاه سینما به بیماران دچار "کما" میپرداخت. لازم
است اشاره کنم که مقاله زیر ترجمه کلمه به کلمه مقاله نیست :
|
زنی روی تخت بیمارستان
است ، مانند این میماند که با آرامش خوابیده ، گیسوان آراستهاش روی بالش
پخش هستند و لبهای قرمز و رنگ پوستش با این موضوع که وی ماههاست در کوما
به سر میبرد ، در تضاد هستند. ناگهان وی بیدار میشود ، بدنش را پیچ و تاب
میدهد و یا صدای قوی و واضحی میگوید :"کچا هستم؟"
دکتر ویجدیکس رئیس بخش
مراقبتهای ویژه نورولوژیک بیمارستان مایوکلینیک ، یک دو جین فیلم که در
آنها به نحوی یک فرد مبتلا به کما نشان داده شده است ، را بررسی کرده است.
، وی می گوید که شخصیتسازی بیماران کومایی معمولا نه تنها نادرست است ،
بلکه می تواند زیانبخش هم باشد.
بیمارانی که به کوما
رفتهاند ،معمولا آسیب مغزی بزرگی را متحمل شدهاند. واقعیت این است که این
بیماران با کمک دستگاههای ونتیلاتور قادر به تنفس هستند ، و به مراقبتهای
پزشکی ویژه برای جلوگیری از عوارض محتاجند ، و چنانچه از حالت کما به در
آیند به یک دوره طولانی بازتوانی عصبی نیاز دارند.
ولی بیشتر فیلمها درست
خلاف این را نشان میدهند. ما به چهرهای که آنها از بیماران نشان میدهند
"پدیده زیبای خفته" نام دادهایم ، در ببشتر این فیلمها بیماران
کمایی سالم به نظر میرسند ، ناگهان بیدار میشوند و در عرض چند دقیقه به
زندگی نرمال برمیگردند.
دکتر ویجدیکس و پسرش ۳۰
فیلم را از سال ۱۹۷۰ تا ۲۰۰۴ مورد بررسی قرار دادند که در آنها هنرپیشه
فیلم از یک کمای طولانی به در آمده بود ، آنها بر اساس ظاهر بیماران ،
پیچیدگی مراقبتهای پزشکی ، احتمال خارج شدن از کما و بحثهای رد و بدل شده
بین پزشکان و خانواده بیماران به فیلمها را ارزیابی کردند.
این پژوهشگران ۲۲ صحنه
از ۱۷ فیلم را انتخاب کردند و به گروهی از متخصصان نورولوژی و پرستاران
نشان دادند ، و از آنها خواستند صحت آنها را ارزیابی کنند ، این صحنه ها
سپس به ۷۲ کارمند غیرپزشک هم برای ارزیابی آنها نشان داده شد.
جالب اینجاست که فقط دو
فیلم Reversal of Fortune
و The Dreamlife of Angels
توانستند از عهده آزمونها برآیند و در آنها صحنههایی که دشواریهای
خانواده بیماران پس از خارج شدن بیمارشان از کما با آن مواجه میشوند ،
وضعیت فیزیکی بیماران و ابزارهایی که برای زنده نگاه داشتن آنها به کار
رفته بود ، به تصویر کشیده بود ، با واقعیت مطابق داشت.
۲۸ فیلم دیگر که شامل
فیلمهای هالیوودی و غیرهالیوودی میشدند ، کما را به صورت نادرست به تصویر
کشیده بودند ، بیشتر بینندگان غیرپزشک نمیتوانستند نادرستی ۳۶ درصد
صحنهها را متوجه بشوند ، جالب اینجاست که ۴۰ درصد همین بینندگان در
نظرسنجیها ابراز عقیده کرده بوند که مشاهده این فیلمها دید آنها را به
مفهوم کما در زمدگی واقعی تغییر داده است.
در فیلم
The Dead Zone ساخته شده در سال
۱۹۸۳ ، کریستوفر واکن را میبینیم که بعد از یک دوره کمای ۵ ساله یا قدرت
ذهنی تقویت شده از کما خارج میشود ، در فیلم
Regarding Henry با بازی هریسون فورد ، وی زندگی
خود را بعد از هفتهها کما بازسازی میکند ، در فیلم "بیل را بکش ، نسخه
اول " ، اوما تورمن بعد از نیش یک پشه از کمای چهارساله بیدار میشود.

اوما تورمن ناگهان از کوما در میآید ، به چشمان فرورفته و
چهره رنگپریده و کمی ضعف بسنده شده است.
دکتر میاساکی یک
نورژلوژیست بیمارستان وسترن تورنتو می گوید که تصورات غلط قبلی از کما
میتواند باعث شود خانوادهها در برخورد با یک عضو خانواده که دچار کما شده
، با دشواریهایی مواجه شوند ، وی میگوید وقتی با خانواده این بیماران گفت
و گو میکنیم ، آنها باورهایی را که در روزنامه و سینما کسب کردهاند با ما
در میان میگذارند ، آنها فکر میکنند که واقعا این احتمال وجود دارد که
فرد مورد علاقهشان ناگهان از جا بپرد و غافلگیرشان کند ، وقتی آنها از یک
پزشک میشنوند که احتمال چنین چیزی صفر است ، برای آنها تطبیق با این
واقعیت خیلی دشوار میشود.
با داشتن تصورات غلط
کسب شده از رسانهها درباره کما ، خانوادهها برای رویارویی با واقیت مشکل
دارند : دستگاههای ونیلاتوری که به تنفس کمک میکنند ، ابزارهای متعدد
برای پایش بیماران ، لولههایی برای تغذیه بیماران و لولههایی برای خارج
کردن ادرار ،سخت شدن مفاصل ، کاهش وزن ، ضعف عضلانی و چهره نحیف.
این پژوهش در شماره ماه
می مجله نورلوژی (کانادا) به چاپ رسیده است.
"فیلمنامه نویسان
میتوانند هر کاری که دوست دارند انجام دهند ، ما نمیخواهیم به آنها
بگوییم که چه کنند ، ولی اگر آنها احساس میکنند که
کوما موضوع حساسی است ، آنها
باید با نورژلوژیستها مشورت کنند و یا به بخشهای مراقبتهای ویژه نورولوژی
بروند تا بفهمند که کما واقعا چیست." |
خوب این مقاله روزنامه
glob and mail بود ، در هنگام تایپ
مقاله با خودم فکر میکردم ، کاش در ایران هم تصورات نادرست سنتی ( و حتی مدرن) از
پزشکی منحصر به کما و فیلمهای سینمایی بود. درباره این موضوع به خصوص ، بعدا مطلب
مشروحی خواهم نوشت.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵
۱- یک عکس به یک هزار کلمه
میارزد
گوگل امکان جدیدی را به جیمیل
اضافه کرده است ، که contact pictures
یا تصاویر تماس نام دارد ، به کمک این ویژگی میتوانید در هنگام مرور میلها
، هنگانی که موس روی یک میل قرار میگیرد ،چهره فرستنده میل را به صورت یک تصویر
بندانگشتی کوچک ببینید ، خودتان هم میتوانید عکسی انتخاب کنید تا دیگران هم تصویر
شما را هنگام خواندن میل شما ببینند. این ویژگی جدید جیمیل شبیه
avatar در یاهو مسنجر است.

این امکان هم پیشبینی شده که در
صورتی که از عکس دوستتان خوشتان نیامد ، از طریق جیمیل از وی بخواهید ، عکسش را
عوض کند.
همچنین میتوانید جیمیل را طوری
تنظیم کنید که عکس شما فقط به گروه خاصی از کسانی که در لیست تماسهای شما هستند ،
نشان داده شود مثلا فقط به کسانی که در لیست چت شما هستند.
"تصاویر تماس" به تدریج در روزهای
آینده برای همه کاربران جیمیل ، فعال میشود. (هنوز برای من فعال نشده است.)
2- یکی از معایب جیمیل چت
این بود که ، در صورتی که آنلاین بودید و کسی شروع به چت با شما میکرد ، برخلاف
یاهو مسنجر هیچگونه صدای اخطار یا sound notification
برای شما پخش نمیشد ، حالا جیمیل این ویژگی را به راه انداخته است ، به صورت
پیشفرض جیمیل ، این ویژگی را در همه اکانتهای جیمیل فعال کرده است ، اما شما
میتوانید آن را اگر دوست داشتید غیرفعال هم بکنید :
برای این کار روی
setting( در گوشه شمال شرقی صفحه جیمیل! )
، کلیک کنید و بعد روی chat ، حالا
در قسمت sounds میتوانید ، این
ویژگی را فعال یا غیرفعال کنید.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵
الگوریتمها و عنکبوتهای وبخز گوگل
با همه توانمندی و دقتی که دارند ، نمیتوانند به پای توانایی ذهن انسان در تفکیک و
تمایز و برچسبگذاری سایتها و صفحات وب برسند ، امروز گوگل ،
Google Co-op را معرفی کرد . این سرویس
تلاشی است برای دخالت انسان در بهبود عملکرد موتورهای جستجو. در این سرویس کاربران
و کمپانیهایی مانند OpenTable و
Digg با مشارکت هم به گوگل کمک
میکنند تا به موتور جستجوی بهتری تبدیل شود. به نظر میرسد ، بخش سلامت یا پزشکی
گوگل Google Health قسمتی از همین
برنامه Google Co-op باشد.
Google Co-op
در واقع یک جامعه یا کانیونیتی از کاربران است که دانش و تجربه خود را برای تبدیل
گوگل به یک سرویس بهتر ، به اشتراک میگذارند. سازمانها ، تشکیلات تجاری و اشخاص
میتوانند صفحات وب متناسب با زمینه کاری خود را ، برچسبگذاری کنند و یا لینکهای
اختصاصی ایجاد کنند ، تا کاربران آبونه subscribe
آنها شوند.
هنگامی که یک کاربر آبونه محتویات
یکی از این صفحات یا لینکها میشود ، این نتایج به نتایج جستجوی کاربر اضافه
میشود. به این ترتیب این مشارکت ، اطلاعاتی را برای الگوریتمهای جستجوی گوگل فراهم
میآورد که باعث میشود این الگوریتمها کاربران را به مربوطترین نتایج جستجو هدایت
کند.
خوب ، من ترجیح دادم تا
بخش سلامت این سرویس را تست کنم. هنوز معلوم نیست که
Google health محدود به همین قسمت میشود یا در آینده سرویسی مجزا
هم راه خواهد افتاد.
با رفتن به صفحه سلامت ،
در نگاه اول میبینیم که شرکتها و دانشگاههای معتبری با گوگل همکاری کردهاند :
کتابخانه ملی پزشکی آمریکا ، مرکز
کنترل و مبارزه با بیماریهای آمریکا موسوم به cdc
، Health On The Net Foundation ،
دانشکده پزشکی هاروارد ، مایوکلینیک ، دانشگاه کالیفرنیا و
Kaiser Permanente.
به عبارت دیگر گوگل چه در قسمت
سلامتش و چه در سایر قسمتهای سرویس Google Co-op ،
از بهترین مراجع برای برچسبگذاری وب استفاده کرده است .
هر کدام از این دانشگاهها و
مؤسسات ، یکسری سایتها و صفحات وب را متناسب با موضوع مورد نظر از برچسب گذاشتهاند
، مثلا سایتها و صفحاتی را که CDC
لیبلگذاری کرده میتوانید در اینجا و سایتها و صفحاتی را که دانشگاه هاروارد برچسب
گذاشته میتوانید در اینجا ببینید.
بیاید با هم جستجویی انجام دهیم تا ببینیم این جستجو چه تفاوتی با یک جستجوی معمولی دارد ، مثلا
"آسم" asthma را جستجو کنیم.
تفاوت اول را در بلای صفحه مشاهده
میکنیم ، میبینیم که گوگل در قسمت بالای صفحه با پیشنهاد یکسری زیرمجموعه برای
کلیدواژه شما ، میکوشد تا نتایج جستجوی شما را محدودتر و در نتیجه دقیقتر کند. به
این ترتیب لینکهایی در بالای صفحه میبینیم که جستجوی شما را محدود به علایم ،
تشخیص و درمان آسم میکند.
تفاوت بعدی در سایتهای جستجو شده
است. میبینید که سایتها و صفحاتی که از برچسب خوردهاند ، در رتبه بالاتری
ایستادهاند.