۳۰ فروردین ۱۳۸۵
وبلاگ رسمی گوگل
، یکی از منابعی است که بیشتر مشتاقان آیتی و گوگل ، همواره از آن بازدید میکنند
. در این وبلاگ میتوانید آخرین خبرها در مورد این شرکت بزرگ را بخوانید.
در یکی از روزهایی که این وبلاگ را
مرور میکردم ، در کمال تعجب مطلبی پزشکی درباره عارضهای به نام
DVT یا ترومبوز وریدهای عمقی را در این
وبلاگ دیدم ، کنجکاویم وقتی بیشتر شد که نام نویسنده این مقاله را دیدم : دکتر
ترانه رضوی. اتفاقا از این مقاله استقبال زیادی چه در وبلاگهای پزشکی و چه در
وبلاگهای غیرپزشکی شد. حتی شایعاتی رواج پیدا کرد مبنی بر اینکه سرگئی برین یا لری
پیج – بنیانگذاران گوگل- در هنگام یکی از سفرها مبتلا به این بیماری
شدهاند.
دکتر ترانه رضوی ، ظاهرا یکی از
کارمندان شرکت گوگل است ، ایشان به تازگی وبلاگی در بلاگر برای خود مهیا کردهاند
تا در آن با آسودگی بیشتری مطلب بنویسند ، البته به انگلیسی.

در ابتدای ورود به وبلاگ ، عکسی از
ایشان با تیشرتی که لوگوی جیمیل بر روی آن پیداست ، جلب توجه میکند. پستهای
اولیه این پزشک که با سادگی و برای مخاطب عام نوشته شدهاند ، نشاندهنده آشنایی
ایشان با رسانه وبلاگ و مخاطبان است .
از دکتر رضوی اطلاعات بیشتری
نداریم ، حتی با وجود اینکه شواهد و نام ایشان حاکی از ایرانی بودنشان است ، از این
مطلب هم صد در صد مطئن نیستیم!
نوشتههای دکتر ترانه رضوی در
وبلاگ رسمی گوگل :
- توصیههایی به اشخاصی که زیاد
سفر میکنند
- آنفلوآنزای پرندگان
- مقالهای درباره استرس و روزهای
تعطیل
و مقالهای درباره سلامت
۲۹ فروردین ۱۳۸۵
سایت دانشگاه
پزشکی میشیگان دست به کار جالبی زده و فضایی در اختیار دانشجویان پزشکی این
دانشگاه قرار داده تا در آن در مورد خودشان و محیط دانشگاه بنویسند . در حال حاضر
وبلاگ ۱۲ دانشجوی پزشکی این دانشگاه را میتوانید ، در این صفحه بخوانید. در همین
جا در مورد وبلاگهای این دانشجویان میخوانیم:

"اینجا جایی است که شما واقعا
میتوانید از آن چیزی که در دانشکده پزشکی دانشگاه میشیگان رخ میدهد ، باخبر شوید
، دانشجویان در وبلاگهایشان در هر سطحی ، یک نگاه خودمانی از زندگی دانشگاهی ،
بینش ، لحظات جالب و اوقات ناامیدی و هیجانشان میدهند ، روی تصویر هر دانشجو کلیک
کنید تا وبلاگش را بخوانید."
من هر روز به
تعداد زیادی از
وبلاگهای پزشکان سر میزنم ، با این همه خواندن چندین پست از وبلاگهای این
دانشجویان برایم بسیار جالب توجه بود.چیزی که برای من بیش از همه جالب بود
"راحتنویسی" این دانشجویان و بیدغدغهنویس بودن آنها بود ، این وبلاگرها خیلی
راحت از عادات ، سرگرمیها ،علایق ، امتحانات و نظراتشان درباره سیستم دانشگاه مطلب
نوشته بودند.
نکته قابل توجه دیگر اهمیتی است که
سیستمهای آموزشی غربی برای رسانهها و در صدر آنها وبلاگها قائلند ، در راستای همین
سیاستها بوده که وبلاگنویسی پزشکی یا آنطور که خودشان میگویند ،
medblogging ، گسترش زیادی یافته است و
هماکنون شمار زیادی از پزشکان از دانشجویان گرفته تا متخصصان مختلف وبلاگ
مینویسند. وبلاگنویسهای پزشک مشهور ، این توفیق را یافتهاند که در روزنامههای
معتبری چون نیویورک تایمز ، معرفی شوند.
طیف نوشتههای این پزشکان بسیار
گسترده است ، از مطالب آیتی عامهپسند(به سبک وبلاگ خودم!) گرفته تا معرفی کیسهای
مختلف و پرداختن به مبحث مشکلات صنفی و اخلاق پزشکی و
خبرهای روز.
احتمالا به زودی پستی مشروحتر در
این زمینه خواهم داشت.
لینک از وبلاگ
clinical cases and images
۲۹ فروردین ۱۳۸۵
اول : قلب تقسیم شده ،
بارسلونا یا میلان : اینها چرا در فینال به هم نخوردند؟ ماندهام امشب از پای
تلویزیون از کدامشان طرفداری کنم. بارسلونا فوتبال را فانتزیتر بازی میکند و
مسلما از این لحاظ از میلان سرتر است ولی امروز مثل اینکه مانند داور باید بیطرف
بمانم.
دوم : سود مادی و معنوی
وبلاگنویسی : بیایید با هم تعارف نداشته باشیم ، اگر بلاگر هستید بنویسید که
تا حالا وبلاگنویسی برایتان سود مالی داشته است یا نه. گاهی فکر میکنم
وبلاگنویسی یعنی اتلاف وقت و انرژی ، اگر شما در ایران و یا حتی در خارج ایران
زندگی میکنید ، میدانید که در شرایط حاضر آنچه بر جامعه حاکمیت دارد پول و سرمایه
است ، در این شرایط اگر صحبت از لذت روحی ، حس درونی ، اندیشه ، کتاب به میان آورده
شود ، نمیدانم چرا همیشه سایه سنگین نگاههای عاقل اندر سفیه بر چهرهام سنگینی
عجیب و آزاردهندهای میکند.
گاهی فکر میکنم وبلاگنویسی ،
باعث دوری انسان از مطالعات کاغذی میشود. من معمولا وقت معینی را پای کامپیوتر
میگذرانم ، شاید باورتان نشود ، ولی حتی روزهایی که بیشتر از یک پست دارم و یا
روزهایی که پستهای طولانی دارم ، هیچگاه روی هم بیشتر از ۲ ساعت پای کامپیوتر
نیستم. به اندازه یک دنیا ، rss به
خورد خبرخوانهایم دادهام ، و خبرها را خیلی سریع مرور میکنم ، ولی گاهی با خودم
فکر میکنم وقتی یک مطلب آیتی یا پزشکی را روی وب میبینم برای خودم مرورش حداکثر
۵ دقیقه طول میکشد ، در حالی که آمادهسازیش برای وبلاگ نیمساعت وقتم را میگیرد.
آیا بهتر نیست همین زمان را برای مطالعه متون کاغذی صرف کنم؟
در این مورد بیشتر خواهم نوشت.
سوم : ویندوزم دیروز به هم
ریخت ، انواع دوز و کلکها را پیاده کردم تا مجبور نشوم دوباره نصبش کنم ، اما سودی
نداشت ، نمیدانید نصب مجدد ویندوز برای من چقدر سخت است ، آخر از تعداد
برنامههایی که روی سیستم نصب میکنم ، باخبر نیستید ، خلاصه دیروز را پای
کامپیوتر صرف کردم.
چهارم : زاهد ظاهر پرست از
حال ما آگاه نیست – در حق ما هر چه گوید جای هیچ انکار نیست.
پنجم : شاید مطالب پزشکی
را که در اینجا مجالی برای نوشتنشان ندارم ، با همکاری جمعی از دوستان خوشفکر و
باتجربهتر از خودم ، در سایتی مجزا منتشر کردیم. وضعیت منابع فارسی پزشکی روی وب ،
آزاردهنده است. فعلا داریم روی سایت کار میکنیم.